ناگفته‌های اشغال ساواک رشت

کشتار ساواکی‌ها فوران تنفر مردم بود

کشتار ساواکی‌ها فوران تنفر مردم بود

خوشحالم که همه گروه‌های سیاسی شهر از ارتکاب چنین جرایمی متفق‌القول تبری جسته و آن را محکوم کردند...این رفتار بازتاب شایعاتی بود که مردم درباره ساواک می‌شنیدند که شکنجه‌گران ساواک، دست و پا قطع می‌کنند و به گوش میخ می‌زنند...وقتی ماموران به دست مردم افتادند کاملا بی‌حس و خمار شده بودند...من در زندان صحنه‌های شنیع زیادی دیده بودم اما هیچکدام با این کشتار قابل قیاس نبود...کشتار ساواکی‌ها نقشه‌ای از قبل طراحی شده نبود. چهره‌ها آنچنان سیاه و سوخته شده بودند که امکان شناسایی وجود نداشت.

ادامه مطلب
کالبدشکافی یک انتقام؛ ساواک رشت چگونه هدف خشم انقلابیون قرار گرفت؟

کالبدشکافی یک انتقام؛ ساواک رشت چگونه هدف خشم انقلابیون قرار گرفت؟

قدرت شاه در نهادی تبلوریافته به نام ساواک ظهور یافت...در شب حادثه، انقلابیون به طور عینی، نظم و سازمان اجتماعی قبلی که در ساختمان و افراد ساواک متبلور است را نابود می‌‌کنند و از وابستگی و ترس خود کنده می‌شوند تا یک گروه تحت عنوان «ما نمادین» تشکیل دهند...بیشتر افرادی که در شب حادثه اشغال ساواک رشت در محل حاضر بودند، در قالب گروه‌های محلی و محلات رهسپار ساختمان ساواک شده و فاقد انسجام گروهی و ایدئولوژیک بودند. مشخص نبود افراد عضو کدام گروه سیاسی و فکری بودند.

ادامه مطلب
مثله کردن ساواکی‌ها کار مردم عادی نبود

مثله کردن ساواکی‌ها کار مردم عادی نبود

عموماً افرادی به عنوان اعدام‌کننده قرار می‌گرفتند که شرور‌تر از مردم عادی جامعه بودند، مثلاً اعدام کبلا کیجا یا مهدی پاسبان از همین سنخ خشونت‌ها بود. کسی که کبلا کیجا را تیرباران کرد، یکی از شرور‌ترین لات‌های منطقهٔ پل عراق بود که در قماربازی و شرارت شهره بود. لحظهٔ اعدام، از نوک پا تا فرق سر کبلا کیجا را تیرباران کرد...تصمیم گرفتیم اسناد و مدارک ساواک را خارج کنیم...یکی از ساواکی‌ها رفته بود داخل سلول ساواک که مردم فکر کنند زندانی است، اما مردم سریع فهمیدند.‌‌ فقط همان یک نفر زنده ماند.

ادامه مطلب
اسناد ساواک رشت را در پادگان نیروی دریایی مخفی کرده بودند

اسناد ساواک رشت را در پادگان نیروی دریایی مخفی کرده بودند

با حکم مرحوم احسانبخش مسئول بررسی اسناد ساواک شدیم...اعضای سازمان مجاهدین خلق در رشت اسناد و اسلحه از ساواک بردند...کل نیروهای ساواک در استان گیلان فقط ۸۹ نفر بود...مسئولین ساختمان شهربانی عمدتا اعضای انجمن حجتیه بودند که بعد‌ها برخی از آن‌ها به ما ملحق شدند.... اینکه روی متهم یک خشاب ژ-۳ فشنگ خالی شود، امر پسندیده‌ای نیست...سعی داشتیم با رأفت با ساواکی‌ها رفتار کنیم...ساواک در جامعه روحانیت هم منبع داشت.

ادامه مطلب
هیچ گروه سیاسی در کشتن ساواکی‌ها دست نداشت

هیچ گروه سیاسی در کشتن ساواکی‌ها دست نداشت

ما دنبال اشغال منزل مسکونی استاندار بودیم اما منزل او قبلا تخلیه شده بود...هیچ گروهی در اشغال ساواک وجود نداشت. چریک، مجاهدین، سازمان انقلابی یا حزب‌اللهی؛ اصلا این نوع دسته‌بندی‌ها وجود نداشت. مردم خودجوش آمده بودند... یک نفر با داس به سر سرهنگ لهسایی، رئیس ساواک رشت کوبید...یکی از کسانی که دست یکی از ساواکی‌ها را برید، شخصی به نام «شله حسن» بود. او در دهه ۶۰ در منطقه نقره دشت ترور شد...افراد سیاسی عاملان قتل‌ ساواکی‌ها نبودند، چون همه این رفتار را تقبیح کرده بودند.

ادامه مطلب
نقش بچه‌های محلات بیشتر از اعضای جریانات بود

نقش بچه‌های محلات بیشتر از اعضای جریانات بود

اولین تجمع روبروی ساواک از سوی بچه‌های مذهبی شکل گرفت...در‌‌ آن شب عده زیادی به دنبال کوره‌های آدم‌سوزی بودند...ما چیزی از ابزارهای شکنجه ندیدیم...از بچه‌های خودمان خواهش کردم اجازه ندهند که ساواکی‌ها له شوند، چون ما به این‌ها نیاز داشتیم. ما می‌خواستیم از این‌ها بازجویی کنیم...ما از طریق این‌ها می‌توانستیم به آدم‌های کلیدی دست پیدا کنیم، اما متاسفانه کسی به حرف ما گوش نمی‌داد...شهر رشت دیر تب می‌کند اما اگر تب کند ناگهان فوران می‌کند.

ادامه مطلب
قصد کتک زدن هم نداشتیم

قصد کتک زدن هم نداشتیم

وقتی ماشین‌های ساواک به آتش کشیده شد عده‌ای دنبال برنج، لباس و وسایل داخل اتومبیل‌ها بودند...هدف ما تنها تسخیر و توقف فعالیت ساواک بود...هیچگونه گروه یا تشکیلاتی وجود نداشت که متولی این کار بوده باشد...اکثر ساواکی‌ها سیانور خورده بودند و در برابر مشت و لگد مردم هیچگونه عکس‌العملی نشان نمی‌دادند...ما در این نوع حمله‌ها شرکت نداشتیم چون در مباحث اعتقادی ما به هیچ وجه چنین رفتارهایی پسندیده نبود... همه چیز از کنترل ما خارج شده بود.

ادامه مطلب
اصرار کردم نکشند، صدایم شنیده نشد

اصرار کردم نکشند، صدایم شنیده نشد

حجت‌الاسلام احسانبخش کشتار ساواکی‌ها را زشت می‌دانست... عده‌ای می‌گفتند که ساواکی‌ها را سر ببریم، برخی دنبال طناب دار بودند. برخی به دنبال قطعه قطعه کردن اعضای بدنشان بودند. تصور می‌کردند که باید حیاط ساختمان ساواک را شخم بزنند تا زندان‌های مخفی را پیدا کنند...من با حیرت نوک داس را دیدم که در جمجمه آن ساواکی فرو رفت و خون از سرش فواره زد که به دور و بر پاشید و روی یقه پیراهن من هم ریخته شد...مردم دسته دسته برای دیدن جنازه‌های آویزان می‌آمدند، انگار که به دیدار موزه یا نمایشگاه رفته بودند.

ادامه مطلب
تسخیر آخرین دژ؛ از تظاهرات خونین تا اشغال ساواک رشت

تسخیر آخرین دژ؛ از تظاهرات خونین تا اشغال ساواک رشت

سرانجام با مقاومت شدید جوانان و شکستن درب ساواک با بولدوزری که توسط مردم هدایت می‌شد تظاهرکنندگان به داخل ساواک نفوذ کردند...ساعت ۲ بامداد ساواک سقوط کرد و ۸ مامور مسلح ساواک با اسلحه به دست مردم اسیر شدند. مردم خشمگین ۶ نفر آنان را قطعه قطعه کردند و جنازه‌های آنان را از درختان پارک شهر روبروی ساواک آویزان کردند...گفته شد یک نفر از ماموران خارجی بوده است که او نیز قطعه قطعه شد. یک نفر سرباز و دو نفر مامور مسلح اسیر شدند که توسط مردم به خانه حجت‌الاسلام صادق احسانبخش برده شدند.

ادامه مطلب