۴۰ سال ۴۰ روز – سال ۵۸

۲۶ آذر ۱۳۹۷ | ۱۷:۳۴ کد : ۶۵۳۰ دیگر رسانه‌ها
۴۰ سال ۴۰ روز – سال ۵۸
 «ویژه‌نامه روزنامه همشهری به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب»

***

تورق تاریخی حرکت خودروها در تهران و نخستین چالش آنها

طرح ترافیک تهران؛ نسخه 1358

چیستی و چرایی اجرای نخستین طرح ترافیک پایتخت که قرار بود با محدود‌کردن خودروها، اتوبوس‌ها را افزایش دهد

درنگ
طرح ترافیک تهران؛ نسخه 1358

سید محمد فخار، خبرنگار

 نخستین طرح ترافیک تهران در سال 1358 و تنها چند‌ماه پس از انقلاب اسلامی در پایتخت به اجرا درآمد. این طرح که ابتدا «طرح بهبود ترافیک تهران» نام داشت، چنان اهمیت یافت که از هیأت دولت موقت و سخنگو و وزرا گرفته تا شهردار و مقامات انتظامی تهران را به‌خود مشغول کرد. این نخستین طرح ترافیک تهران بود که تا سال96 اجرا شد و پس از آن جای خود را به طرح ترافیک جدید داد. تهران 58 و ترافیک و راه‌حل آن را در این گزارش می‌خوانید.

  وضعیت شهر چگونه بود؟ 

تهران در سال58 و پس از انقلاب، حدود  1100اتوبوس داشت. در جریان انقلاب، نزدیک به 140اتوبوس تهران از رده خارج شده و امکانات عمومی شهر به کمترین حد خود رسیده بود. شرایط مینی‌بوس‌های تهران نیز در داخل شهر تعریفی نداشت و بیشتر مینی‌بوس‌ها میل به جابه‌جایی مردم به خارج از شهر و دریافت کرایه بیشتر داشتند. 21آبان 1358 اعلام شد که نفوس تهران در 9‌ماه پس از انقلاب، یک میلیون و 500هزار نفر افزایش یافته و علت آن وعده‌های غیرعملی‌ای است که داده شده مبنی بر اینکه در تهران به مستضعفین خانه و کار می‌دهند و روستاییان خانه و پیشه خود را رها ساخته و به تهران کوچ کرده‌اند و چون از آن وعده‌ها خبری نشده در این شهر آواره شده‌اند که این عمل تهران را دچار مشکل کرده‌است. این معضل همراه خود ترافیک بیش از حد را نیز برای پایتخت به ارمغان آورد. جو انقلابی معابر تهران 9‌ماه پس از پیروزی، با ماجرای اشغال سفارت آمریکا مواجه شد تا معابر مرکزی شهر به‌طور کامل قفل شود و این وضع تا زمستان 58 ادامه یافت. از سوی دیگر گرچه هیچ آماری از آلودگی هوای تهران در آن سال‌ها در اختیار نبود اما در معابر پرترافیک، به آسانی می‌شد بوی سرب و گوگرد را احساس کرد و مشخص بود که هوای شهر برای شهروندان نامساعد است.

 کاهش چشمگیر سرعت در مرکز شهر

در پی دستور دولت موقت و شورای انقلاب و شورای ترافیک تهران، شهرداری تهران از اسفندماه سال ۱۳۵۷ بررسی‌‌هایی را به‌منظور دستیابی به یک شبکه حمل‌ونقل متعادل در رابطه با سامانه‌ اتوبوسرانی و کاهش استفاده از وسایل نقلیه شخصی، به‌خصوص در مرکز شهر، آغاز کرد. سرهنگ نوری‌فر -رئیس راهنمایی و رانندگی آن روزهای تهران- در این‌باره اعلام کرد: «هسته مرکزی شهر کشش لازم برای رفت‌وآمد وسایل نقلیه را ندارد. از شمال تا خیابان تخت‌جمشید (مطهری) را با سرعت 40کیلومتر می توان طی کرد و از غرب تا میدان انقلاب و از شرق تا پدرثانی(نارمک) و از شوش تا جنوب شهر را با همین سرعت می‌توان رفت، اما حدفاصل این نقاط در مرکز شهر، سرعت تردد تا 7کیلومتر کاهش می‌یابد؛ پس باید در این نقاط طرحی اجرا کرد و امکانات تردد عمومی را افزایش داد». 

  دورنمای نخستین طرح ترافیک

براساس برنامه‌ای که 20اردیبهشت 58، محمد توسلی -شهردار تهران- طی یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد، طرح قرار بود موجب افزایش پوشش اتوبوس‌های فعال تا 2500دستگاه شود. بدین‌ترتیب مسیر بسیاری از خیابان‌های محدوده طرح، ازجمله خیابان مصدق، جمهوری، فردوسی، حافظ و ناصرخسرو یکطرفه اعلام شد تا مسیر مقابل به اتوبوس‌ها اختصاص یابد؛ ضمنا 9پارکینگ در محوطه پادگان‌های عباس‌آباد، عشرت‌آباد و باغشاه برای پارک خودروها در نظر گرفته شد. براساس اعلام روزنامه اطلاعات، تهران در آن روزها حدود 800هزار خودروی شخصی داشت که بیشترین تجمع آنها در محدوده‌های پرتردد مرکزی شهر بود و ترافیک به آسانی در این نقاط شکل گرفته بود. بنابراین طرحی برای کاهش ترافیک، بیش از همه اهمیت یافته بود.

  یکطرفه‌شدن معابر در گام نخست

درنهایت از 10شهریور 58، ورود وسایل نقلیه غیرمجاز طی ساعاتی از روز به هسته مرکزی شهر ممنوع شد. مرحله اول طرح ترافیک تهران به‌منظور ایجاد مسیر ویژه اتوبوس در مرکز شهر به اجرا درآمد. در این مرحله، نظام یکطرفه در40خیابان مرکزی شهر اجرا شد و همزمان به‌منظور تسهیل حرکت اتوبوس‌های شرکت واحد اتوبوسرانی ۳۰۲۸۰ متر مسیر ویژه اتوبوس با عرض 6متر در یک سمت بعضی از خیابان‌های اصلی طراحی و از هفته دوم شهریور‌ماه ۱۳۵۸ اجرا شد. در‌ماه نخست اجرا، مهم‌ترین معضل اجرایی کمبود جای پارک درخیابان‌های بیرونی طرح ترافیک بود و اینکه مردم برای پیدا کردن مسیر جایگزین خطوط اتوبوسرانی، دچار سردرگمی شده بودند. جالب اینکه در آن روزهای شهریور58 هم حرکت موتوری‌ها در مسیرهای اتوبوس باعث مشکلات فراوانی می‌شد. برای کاستن از مشکلات قرار شد پاسداران سپاه آموزش ببینند و در کنار ماموران، وضع تهران را سامان دهند.

  ممنوعیت تردد خودروها در گام دوم



اصلی‌ترین هدف طرح ترافیک تهران در سال58، محدود کردن تردد خودروهای شخصی بود. بدین‌منظور پس از فوت آیت‌الله‌طالقانی و پیش از اشغال سفارت آمریکا، مرحله دوم طرح با اعمال محدودیت تردد، اتومبیل‌های تک‌سرنشین را هدف گرفت. این مرحله از طرح به‌منظور بهبود نسبی ترافیک با ایجاد محدوده‌ای در مرکز شهر از شمال تا خیابان طالقانی از غرب تا خیابان حافظ، از جنوب تا خیابان مولوی و از شرق تا خیابان سیروس، از اول آبان ۱۳۵۸ به مرحله اجرا درآمد. بدین‌ترتیب ورود اتومبیل‌های تک‌سرنشین طی ساعت ۶:۳۰ تا ۱۰ صبح به محدوده طرح ممنوع شد. پس از اندکی عملا اجرای این مرحله از طرح با ناکامی روبه‌رو شد. مسافران منتظر وسایل نقلیه عمومی و به‌خصوص مسافران تاکسی، سوار بر اتومبیل‌های تک‌سرنشین شخصی شده و پس از طی مسافتی کوتاه پیاده می‌شدند. در نتیجه بقیه مسیر را باز هم وسایل نقلیه به‌صورت تک‌سرنشین طی می‌کردند و بدین طریق صرفا از دروازه‌های ورودی طرح به داخل راه می‌یافتند. همچنین در پی حادثه 13آبان، طرح عملا لغو شد و از سال59 جانی دوباره گرفت و تا سال96با همین الگو و با افزایش ساعت محدودیت اجرا شد.

  چرا طرح ترافیک موفق نبود؟

در ماه‌های نخست اجرای طرح ترافیک، کنترل چشمی و بستن راه، تنها راه برخورد با متخلفان بود. بدین‌ترتیب اگر خودروی شخصی به خیابانی که عبور از آن ممنوع بود می‌رسید، باید توسط مأموران متوقف می‌شد و مسیرش را 180درجه تغییر می‌داد. این ایراد موجب شد تا قوانین جریمه‌ای برای متخلفان وضع شود اما عمر جریمه به سال 58 نرسید.

از یک طرف خودروهای دارای طرح که دولتی و نظامی بودند هم رفته‌رفته در محدوده طرح افزایش یافتند و ترافیک تا جایی گسترده شد که یک‌چهارم آنها که در طرح بودند را متخلفان تشکیل دادند. از طرف دیگر به ‌علت ورودی‌های بیش از‌حد در کوچه‌ پسکوچه‌ها، متخلفان به سرعت در محدوده طرح افزایش یافتند. معضل سوم اینکه از همان روزهای نخست اجرا، طرح برای خودروها محدودیت ایجاد کرد و موتورسیکلت‌ها از آن معاف شدند تا شرایط به‌نحوی دنبال شود که پس از 3‌دهه، تعداد موتورسیکلت‌های داخل طرح، از تعداد کل خودروهای تهران بیشتر شود. موضوع ساعت اجرای طرح نیز در سال58 نامناسب بود و ترافیک عصرگاهی در خیابان‌های یکطرفه اجرای طرح نمی‌توانست جوابگو باشد؛ بنابراین تا سال62 ساعت پایان طرح به ساعت15رسید. موضوع عوارض نیز در سال58 نادیده گرفته شد تا ترددها در این سال هیچ اساسی نداشته باشد.

***

روز شمار انقلاب سال 1358

2 رفراندوم، 3 انتخابات

از دستگیری صادق زیباکلام تا شکست صادق قطب‌زاده

مجید مهرابی دلجو، دبیر گروه سیاسی

  فروردین 58: انقلاب مهیای تثبیت خودش می‌شد؛ با رفراندوم جمهوری اسلامی. اما در همان هفته اول فروردین(6فروردین 58) اتفاقی افتاد که در دهه‌های بعدی انقلاب هم مشابه آن تکرار شد. گروهی از دانشجویان عرب در اعتراض به پیمان صلح مصر و رژیم اسرائیل، سفارت مصر در ایران را تسخیر کردند. این نخستین تسخیر سفارت در جمهوری اسلامی بود و 8‌ماه بعد در سفارت آمریکا تکرار شد. امیرعباس هویدا نخست‌وزیر شاه هم در زندان به جمهوری اسلامی رأی آری داد. 

  اردیبهشت 58: سپهبد قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش در منزل خودش ترور شد. ضاربان از گروه فرقان بودند. دومین ترور سیاسی بعد از انقلاب 9روز بعد رخ داد. شهید مطهری از اعضای شورای انقلاب درحالی‌که از منزل دکتر سحابی در خیابان فخر‌آباد خارج می‌شد مورد هدف تروریست‌ها قرار گرفت. امام جمله معروف «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می‌شود» را در مراسم بزرگداشت آیت‌الله شهید مطهری ایراد کردند.

  خرداد 58: قرعه سومین ترور سیاسی بعد از انقلاب به نام آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خورده بود. ضاربان به بهانه اینکه از طرف حجت‌الاسلام ناطق نوری برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیغام آورده‌اند وارد منزل آیت‌الله می‌شوند. در اتاق، همسر آیت‌الله وقتی می‌بیند یکی از ضاربان اسلحه را به سمت آیت‌الله هاشمی نشانه رفته است، خود را به روی مهاجم مسلح می‌اندازد، ضارب دوم 2 تیر به سمت آیت‌الله هاشمی شلیک می‌کند، آیت‌الله به بیمارستان منتقل  و خطر رفع می‌شود. مذاکرات قانون اساسی در حال انجام است اما در ابتدای این‌ماه مهم‌تر از مذاکرات قانون اساسی، استعفای صادق خلخالی از ریاست دادگاه انقلاب است. او که از ابتدای تشکیل دادگاه‌های انقلاب به‌عنوان حاکم شرع حکم اعدام بسیاری از سران رژیم گذشته را صادر کرده بود در متن استعفایش نوشت: «من تا آنجا که اطلاع دارم در زندان‌های انقلاب اسلامی هیچ حکمی بر خلاف موازین شرع مقدس اسلام، صادر نشده، هیچ مصادره اموالی بدون دلیل و جهت صورت نگرفته است». با استعفای خلخالی موافقت نشد. 

  تیرماه 1358: 2نفر از معروف‌ترین شکنجه‌گران ساواک (فریدون توانگر معروف به آرش و بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی) بعد از 9جلسه دادگاه علنی تیرباران شدند. تهرانی در آخرین صحبت‌هایش با همسرش گفته بود کارهایی که من کردم شمر نکرد، یزید نکرد، من جلاد بودم. اما برای تو بد نبودم. آیت‌الله خلخالی اعلام کرد کارلوس معروف به کارلوس شغال را برای اعدام شاه استخدام کرده است. معروف‌ترین عملیات کارلوس در سال1975 دستگیری وزیران نفت اوپک از جمله جمشید آموزگار و احمد زکی‌یمانی بود. خلخالی گفته بود برای انجام عملیات اعدام شاه 140هزار دلار جایزه تعیین شده است. کارلوس در سال1997به حبس ابد محکوم شد.

  مرداد 58: جامعه روحانیت مبارز نامزدهای خود را برای عضویت در خبرگان قانون اساسی اعلام کرد که نام یک زن (منیر گرجی) هم دیده می‌شود. آیت‌الله شهید مفتح در دفاع از این تصمیم گفت: ایشان سهم مهمی در روشن کردن زنان تهرانی در مسائل اجتماعی و سیاسی داشته است. با حکم امام، آیت‌الله‌طالقانی به‌عنوان نخستین امام جمعه تهران بعد از انقلاب معرفی می‌شود. 17مردادماه 58 امام‌خمینی در پیامی آخرین جمعه‌ماه رمضان را روز قدس اعلام کردند. 12مرداد انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی برگزار شد و نامزدهای ائتلاف حزب جمهوری اسلامی، موتلفه و جامعه روحانیت مبارز پیروز انتخابات بودند. . به‌دنبال بالا‌گرفتن درگیری‌ها و احتمال سقوط پاوه، امام در فرمانی تاریخی اعلام کردند:« به دولت، ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم اگر با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا 24ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود من همه را مسئول می‌دانم». 

  شهریور 58: تصویر معروفی از آیت‌الله‌طالقانی در جلسات مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ثبت شده که او از نشستن روی صندلی‌های مجلس مجلل سنا اکراه دارد و روی زمین نشسته است. معتقد بود جلسات مجلس خبرگان باید در جایی مثل یکی از مساجد مشهور شهر برگزار می‌شد نه در ساختمان قدیمی مجلس سنا.  16شهریور آیت‌الله‌طالقانی آخرین خطبه نمازجمعه خود را خواند؛ خطبه‌ای که در آن خواستار تشکیل شوراها شد. ابوذر انقلاب 19شهریور‌ماه دار فانی را وداع گفت. جمعه بعد از درگذشت آیت‌الله طالقانی، نمازجمعه را آیت‌الله منتظری در دانشگاه تهران خواند.

  مهرماه 58: اعضای حزب دمکرات به یک گروه 72نفری از پاسداران در مسیر سردشت به بانه حمله کردند و 52نفر از آنان را به شهادت رساندند. صادق زیباکلام که به‌عنوان فرستاده نخست‌وزیر به مهاباد رفته بود توسط دمکرات‌ها ربوده شد. عزالدین حسینی رهبر دموکرات‌های کرد خواستار خودمختاری کردستان شد. 

  آبان 58: جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا اشتباه تاریخی خود را مرتکب شد؛ اشتباهی که به باختش در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا منجر شد. او به شاه بیمار مجوز اقامت داد. این اقدام مقدمه عصبانیت انقلابیون و تسخیر لانه جاسوسی از سوی دانشجویان پیرو خط امام بود؛ حرکتی که به یک بحران 444روزه برای کارتر و آمریکا منجر شد. مهدی بازرگان در نامه‌ای به امام نوشت که اختلاف‌ها، دخالت‌ها و مزاحمت‌ها  ادامه مسئولیت را برای اینجانب و همکارانم غیرممکن ساخته است. دولت استعفا داد. امام وظایف نخست‌وزیری را به شورای انقلاب محول کردند.

  آذر 58: دومین رفراندوم از زمان پیروزی انقلاب در 11آذر برای قانون اساسی برگزار شد. مذاکرات صلح در کردستان به خوبی پیش می‌رود اما ترور آیت‌الله مفتح در 27آذر شوک جدیدی به انقلاب وارد کرد. در پی تسخیر سفارت آمریکا، عباس امیر‌انتظام سخنگوی دولت مهدی بازرگان و سپس سفیر ایران در سوئد، به اتهام ارتباط با سازمان جاسوسی سیا دستگیر شد. این آغازی بر قصه تلخ زندگی عباس امیر‌انتظام بود. او تا سال 75در زندان بود. امیرانتظام تیرماه سال 97درگذشت.

  دی 58: ایران مهیای نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری می‌شود. 124نفر برای این انتخابات ثبت‌نام کردند که وزارت کشور 18نفر را به دلایلی از قبیل عضویت در ساواک، مخدوش بودن شناسنامه و کمبود سن از فهرست حذف کرد و 106نفر باقی ماندند. جلال‌الدین فارسی که بعدها و در سال 1371یک پرونده قتل برای او در طالقان باز شد، به‌دلیل شبهه در ایرانی الاصل بودنش از دور انتخابات کنار رفت. مسعود رجوی رئیس گروه سازمان مجاهدین (گروهک تروریستی منافقین) نیز اجازه حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری را یافته بود اما او هم از رقابت‌ها کنار کشید.

  بهمن 58: سوم بهمن 58، وزارت خارجه 2روز قبل از رای‌گیری انتخابات ریاست‌جمهوری در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که شاه در پاناما بازداشت شده است. این تلاشی از سوی صادق قطب‌زاده وزیر وقت امور خارجه و نامزد انتخابات برای تأثیر گذاشتن در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران بود. بنی‌صدر انتخابات را برد و نخستین رئیس‌جمهور ایران شد. 16‌ماه بعد مجلس شورای اسلامی رأی به عدم‌کفایت او داد.

  اسفند 58: بعد از برگزاری نخستین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری حالا نوبت برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی رسیده بود. انتخابات مجلس شورای اسلامی 24اسفند برگزار شد. نامزدهای حزب جمهوری اسلامی اکثریت مجلس را به‌دست آوردند.
 

*** 

معاوضه بنزین و نفت با سیگار و پرتقال

سیگاری‌های ایران در سال58 روزهای زیادی را در استرس سیگار دود کردند

شهرام فرهنگی

1358 از نظر بروز احساسات، سالی پرمایه بود؛ بد و خوب، زشت و زیبا، ترسیده از شکست و مست پیروزی، دیو و فرشته، فراری‌های ترسیده و انقلابی‌های پیروز؛ متضادها در تمام سطوح به سرحدهای قطب مخالف رسیده بودند و همه می‌دانند در چنین جوی آدم سیگاری بیشتر از همیشه سیگار می‌کشد. بی‌سیگاری دردمشترک بیکار و کارمند، طاغوتی و انقلابی، کافر و مرد باخدا بود. سال58 سیگار سخت پیدا می‌شد.

1358سالی بود که روزنامه‌نگارها روز 5 فروردین سرکار بودند. آن‌قدر خبر دوروبرشان ریخته بود که برای جمع و جور کردن‌شان باید از بیرون هم کمک می‌آوردند. آنها با فراوانی خبر مواجه شده بودند. تقریبا همه‌‌چیز در حال از نو تعریف شدن بود و به همین تقریب هر چیزی را می‌شد آن‌قدر مهم تصور کرد که قابلیت تبدیل شدن به خبر را داشته باشد. روز ششم فروردین یکی از خبرهای پرشماری که در روزنامه‌ها منتشر شده بود، به مبادله بنزین و نفت با سیگار و پرتقال در مرز ایران و ترکیه مربوط می‌شد. کمبود مواد نفتی در ترکیه و سیگار در ایران، این معامله پایاپای را در طول مرزهای دو‌کشور به‌وجود آورده بود. در خبر حرف‌های فرماندار یکی از شهرهای مرزی ترکیه آمده بود. او گفته بود ایرانی‌ها 4لیتر بنزین را با یک پاکت سیگار معامله می‌کنند و در ازای 18لیتر گازوئیل یک کیلو پرتقال دریافت می‌کنند. آن‌ زمان وضعیت بنزین در ترکیه بحرانی بود و دولت ترکیه در نهایت ناچار به جیره‌بندی بنزین شد که براساس آن هر اتومبیل ماهی 80لیتر سهمیه سوخت داشت. درست در همان زمان، در ایران هم خیلی‌ها به سیگار شب‌شان محتاج بودند. نه اینکه نباشد ولی سخت پیدا می‌شد و خارجی‌اش بسیار گران بود.

1358سالی بود که قیمت سیگار خارجی ناگهان 5برابر شد! براساس خبرهایی که روزنامه‌ها در اردیبهشت‌ماه این سال منتشر کردند، هر بسته سیگار خارجی 10تا 25ریال و هر بسته سیگار ایرانی 5 تا 10ریال گران‌تر از نرخ مصوب عرضه می‌شد؛ برای مثال کسی که قبلا 4تومان و 5زار می‌داد و مثل آدم حسابی‌ها در فیلم‌های آمریکایی همان جا دم دکه دود می‌کرد، حالا – اگر پیدا می‌کرد- باید 20تومان می‌داد و انگار که مواد جابه‌جا کرده‌باشد ، سیگار را در جیبش فرو می‌کرد و در‌می‌رفت. در شروع سال 58– تقریبا هر هفته- خبری درباره کشف سیگار قاچاق و بازداشت عوامل بازار سیاه سیگار در روزنامه‌ها منتشر می‌شد. با این حال دلال‌های سیگار همچنان کنترل بازار را در اختیار داشتند. اعتصاب کارکنان شرکت دخانیات در زمان اعتصاب سراسری ضد‌رژیم پهلوی باعث شده بود سیگارها از انبارها بیرون نروند.  بعد از سقوط رژیم هم واردات سیگار ممنوع شد. به این ترتیب سیگار - به‌ویژه جنس خارجی‌اش- در بازار نایاب شد. دلال‌ها از فرصت به‌وجود آمده استفاده کرده و بازار سیگار را در دست گرفته بودند. شرکت دخانیات تلاش کرد بازار را پس‌بگیرد ولی فروش مستقیم حربه‌ای بود که خیلی زود با شکست مواجه شد. سیل سیگاری‌های شهر، محل‌های اعلام شده برای توزیع سیگار دولتی را محو کرد و با این حال قیمت‌های بازار آزاد هیچ تکانی نخورد. پس از آن شرکت دخانیات تلاش کرد با حمایت دولت موقت سطح زیرکشت توتون را افزایش دهد و ایران را به‌خودکفایی در سیگار برساند.

1358سالی بود که «محدودیت کشت توتون و تنباکو لغو شد». دولت موقت تصمیم گرفت این کالا را 30تا 38درصد بالاتر از نرخ قبلی از تولید‌کننده بخرد. شرکت دخانیات ایران هم برای بالا بردن کمیت و کیفیت محصول، برای تولید‌کننده‌ها مساعده و وام درنظر گرفت و وعده داد«سموم و کود شیمیایی با قیمت نازل در اختیار کشاورزان توتون و تنباکو قرار می‌گیرد.» همچنین «با راهنمایی فنی کشاورزان را یاری می‌کنیم.» ولی انتشار این خبر هم دلال‌های بازار سیگار را ناکار نکرد. سال1358 با 20تومان می‌شد از میان یک بسته وینستون و یک کیلو مرغ فقط یکی را انتخاب کرد. روزنامه‌ها همچنان تیتر می‌زدند: در مرزها گاو و گوسفند را با سیگار معاوضه می‌کنند! 
 

***

از نفس افتاده

از نفس افتاده

مسعود میر، روزنامه نگار



اول از همه در جریان باشید که این عکس نمایی از فیلم مستند «تازه‌نفس‌ها» ساخته کیانوش عیاری است. عیاری در این نخستین ساخته بلندش به احوالات مردمان تهران در تابستان58 پرداخته است؛ مردمانی که تازه زمستان انقلابی را پشت‌سر گذاشته‌اند و در بهار آزادی از هر حزب و دسته‌ای در خیابان‌ها با افکارشان جوانه‌های انقلابی را به رخ می‌کشند. تابستان داغ تهران پر است از دختران و پسران جوانی که با اعلامیه و روزنامه و کتاب‌هایی که هنوز ممنوع نشده با هم بحث می‌کنند و روزهای آینده را انتظار می‌کشند. این مستند دیدنی سرشار از لحظاتی است که شاید هیچ‌وقت دیگر - حتی یکی دو سال بعد از آن تابستان عجیب- هم تکرار نشد؛ از تئاتر مجاهد با بازی شهناز تهرانی گرفته تا پوشش مردمانی که هنوز سرخوش روزهای تغییر هستند؛ از بازی گران‌ترین ماهی شمال در یک تئاتر مناسبتی تا جوانانی که پشت چراغ قرمزها «پیکار» می‌فروشند.

***

ارشاد طبقات محتاج به مسکن

بیش از 40سال است که در ایران با مشکل خانه‌های خالی دست و پنجه نرم می‌کنیم

ارشاد طبقات محتاج به مسکن

مائده امینی

هنوز جنگ ایران و عراق آغاز نشده بود اما روزنامه‌های ماه‌های ابتدایی سال 58خبرهای مربوط به بازار مسکن را در رده موضوعات مهم خود جای دادند. انقلاب مردم ایران به بار نشسته و به‌دنبال آن بازار مسکن در التهاب و نوسان فرو‌رفته بود. زمین و ملک فراوان بود. بعضی از املاکی که معامله می‌شد، سند نداشت و قیمت پایین این زمین‌ها مردم را به خریدن وسوسه می‌کرد؛ زمین‌هایی که بعد از مدتی سر و کله صاحبان اصلی آنها پیدا می‌شد یا حتی چندین مال‌باخته روی آن مدعی بودند.
در سال 58، بازار مسکن دچار صعود و سقوط‌های پی‌درپی می‌شد تا جایی که حتی در تیرماه58 با وجود وعده اعطای وام به افراد، هنوز مردم انگیزه‌ای به خرید خانه از خود نشان نمی‌دادند اما 39سال پیش بازار مسکن دقیقا با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم‌می‌کرد؟ آیا امروز آن مصایب محلی از اعراب دارند؟ 

همه‌‌چیز دست دلال‌ها بود 

اوایل سال آشفتگی‌ها سر به فلک گذاشته بود. بازار مسکن به‌دست دلال‌ها و بساز‌بفروش‌ها افتاده بود. محمدتوسلی شهردار وقت تهران در اردیبهشت سال58 برای نخستین بار در این‌باره اظهارنظر رسمی کرد؛ «باید طبقات محتاج به مسکن را ارشاد کنیم که گول مشتی صاحب ملک و بساز‌بفروش را نخورند و سرمایه‌شان را با خرید این قبیل املاک از کف ندهند.» اظهارنظری که نشان می‌داد مسئولان وقت کشور هم پذیرفته‌اند که مهار بازار مسکن همان ابتدای کار سخت شده است. توسلی هشدار داده بود: گروهی از صاحبان زمین بدون آنکه این زمین‌ها را تفکیک کنند به قیمت نازل به مردم می‌فروشند و سرشان را کلاه می‌گذارند! 

راه‌حل توسلی هم در نوع خود جالب بود: مردم باید تحمل و فعلا از خریدن خانه و زمین خودداری کنند. دولت مطالعاتی را آغاز کرده که با پایان یافتن آن، به‌زودی برای مشکل تامین مسکن مردم فکری اساسی خواهد شد.

شناسایی خانه‌های خالی آغاز شد 

خانه‌های خالی نکته‌ دیگر جراید آن زمان است. کشور بیش از 40سال است که با مشکل خانه‌های خالی دست‌و‌پنجه نرم‌می‌کند. بهار 58 بنا شد که بنگاه مسکن مستضعفان فهرستی از خانه‌های خالی تهیه کرده و ارائه دهد! وزارت مسکن و شهرسازی وقت بر این باور بوده که چنانچه از خانه‌های خالی تهران به درستی استفاده شود، مشکل مسکن حل‌و‌فصل می‌شود.

فهرستی که از آن صحبت شد به‌نظر می‌رسد در اواخر سال58 تکمیل شده باشد؛ چرا که سیدهادی خسروشاهی رئیس هیأت امنای بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه اطلاعات اعلام کرده بود: درصورت عدم‌تمایل صاحبان خانه‌های خالی در واگذاری آنها به بنیاد مسکن، بنیاد با حکم دادستانی، خانه‌های خالی را برای واگذاری به متقاضیان تصرف خواهد کرد. اگرچه ما دوست داریم که صاحبان با تمایل خود خانه‌ها را در اختیار ما بگذارند اما اگر در این فرایند تأخیر رخ دهد مردم خود به سراغ این خانه‌ها رفته و آنها را تصرف می‌کنند. ماجرای ساماندهی حاشیه‌نشینان هم از همان سال‌ها شروع شد. فقط در سال58 برای توصیف وضعیت آنها از ترکیب دیگری استفاده می‌شده: گودنشینان. مسئولانی مانند توسلی در سال58 به مردم وعده داده بودند محلی برای اسکان بی‌خانمان‌های حومه‌های تهران تعبیه کنند و از مطالعات پیرامون این طرح با جراید صحبت کرده بودند.

آغاز رکود و بی‌رونقی و اختلافات نهادها 

قیمت مسکن اگرچه بعد از انقلاب بارها و بارها صعود و سقوط‌های مقطعی را تجربه کرده بود اما در میانه‌های سال58 یک‌بار دیگر سقوط کرد؛ سقوطی که این بازار را در رکود تازه‌ای فرو‌برد؛ جراید وقت نوشتند که معاملات آپارتمانی تقریبا متوقف شده است. اختلاف وزارت مسکن و شهرداری را روزنامه اطلاعات وقت، علت سردرگمی بازار مسکن دانسته بود. به‌نظر می‌رسد اختلافات این دو نهاد، ریشه در تاریخ دارد! شهرداری وقت به مردم هشدار می‌داد که فعلا سراغ خرید ملک و خانه نروند و از سوی دیگر وزارت مسکن تابستان 58 را بهترین زمان ممکن برای خرید خانه اعلام کرده بود.

اولین وام‌های مسکن چه شرایطی داشت؟ 

همان ابتدای سال58 خبرهایی جسته وگریخته به اعطای وام مسکن اشاره می‌کردند. تیر‌ماه سال58، مصطفی کتیرایی وزیر مسکن و شهرسازی وقت درباره وام‌های مسکن احتمالی گفت:«وام‌گیرندگان نباید مجتمع‌های مسکونی بیشتر از 100واحدی بسازند و موظف به پرداخت 30درصد هزینه ساخت خانه هستند». سقف این وام 3میلیون ریال و مدت بازپرداخت آن 12تا 15سال با بهره 5/6درصد درنظر گرفته شده بود.

یوسف آباد، 2خوابه، 4هزار تومان! 

قیمت آپارتمان در آن سال‌ها هم ماجرای خودش را دارد. براساس آگهی‌های جراید وقت در سال 58 یک واحد آپارتمان دو‌خوابه در یوسف آباد، 4هزار تومان رهن داده می‌شده است. خرید یک واحد 190متری 3خوابه با استخر و سونا، 840هزار تومان ارزشگذاری شده و رهن یک واحد آپارتمان در قلهک با باغ، گلخانه و... تنها 3هزار و 500تومان بوده است! در تپه‌های عباس آباد تهران می‌توانستید در آن سال‌ها با 500تومان(!) یک واحد 3خوابه رهن کنید.

گوهردشت کرج هم قیمت‌های باورنکردنی‌ای در تاریخ خود ثبت کرده؛ خانه ویلایی 440متری در گوهردشت، 430هزار تومان قیمت‌گذاری شده بود. در آن سال‌ها قیمت‌گذاری خانه‌ها براساس ارزش هر متر، محلی از اعراب نداشت.

 

***

روز جهانی تئاتر در سال بعداز انقلاب

مهرداد رهسپار، روزنامه نگار



کهنموئی در بهار سال ۱۳۵۸ به دانشگاه صنعتی، یا همین دانشگاه صنعتی‌شریف امروز آمدند تا درباره روز جهانی تئاتر سخنرانی کنند. از سال ۱۹۶۲ میلادی (۱۳۴۰ شمسی) هر سال بیانیه این روز را یکی از چهره‌های مشهور تئاتر جهان می‌نوشت تا در کشورهای گوناگون قرائت شود. تا پیش از سال ۱۳۵۸ چهره‌های تئاتری منتخب اغلب از کسانی بودند که از فرصت قرائت پیام روز جهانی تئاتر بهره گرفته و از سیاست‌های بین‌المللی انتقاد می‌کردند؛ پیام افرادی مانند هلنه وایگل (همسر برتولت برشت)، پابلو نرودا و آرتور میلر تنها درباره تئاتر نبود، بلکه به نقش هنر در تغییر شرایط سیاسی نیز اشاره داشت. خواندن آن پیام‌ها فرصتی برای بحث درباره موضوع پیام در مراسم روز جهانی تئاتر در کشورهای گوناگون بود اما دست بر قضا، سال۱۳۵۸ بیانیه‌ای خنثی درباره تئاتر کودک و نوجوان قرائت شد. از این‌رو مهدی فتحی و محمود دولت‌آبادی و دیگر سخنرانان بدون توجه به متن پیام و بحث درباره تئاترکودک و نوجوان،‌ درباره تشکیل سندیکای هنرمندان تئاتر، تئاتر کارگری و پایان اختناق سخنرانی کردند.

محمود دولت‌آبادی در دانشگاه صنعتی‌شریف از ضرورت تشکیل سندیکای هنرمندان تئاتر می‌گوید.




 سال ۱۳۵۸؛ مهدی فتحی در دانشگاه صنعتی‌شریف از تاریخچه تئاتر کارگری در ایران می‌گوید.

*** 

فیلمفارسی انقلابی

فیلمفارسی انقلابی

سعید مروتی، منتقد و روزنامه نگار 



در دورانی که انقلاب تازه به پیروزی رسیده و تقریبا هیچ کس نمی‌داند در شرایط تازه چگونه باید فیلم ساخت، گروهی از حاشیه سینمای فارسی، قدم اول را برمی‌دارند. فیروز (ستار هریس) تهیه‌کننده و یکی از بازیگران اصلی فریاد مجاهد با سابقه فعالیت طولانی در سینمای فارسی به عنوان هنرپیشه‌ای درجه3 سرمایه را فراهم می‌کند و مهدی معدنیان با سابقه دستیاری کارگردان برای ناصر محمدی، رضا صفایی و نوشتن یکی دو فیلمنامه مثل «سرباز» (محمدرضا فاضلی) سناریو را می‌نویسد و روی صندلی کارگردانی می‌نشیند. ظاهرا فیلم کمی بعد از پیروزی انقلاب فیلمبرداری شده و چند ماه تاخیر برای اکرانش هم به دلیل آشفتگی مدیریتی آن زمان بوده. فریاد مجاهد بدون روایت داستانی مشخص قرار است تاریخ انقلاب را روایت کند. فیلم از خرداد 42 آغاز می‌شود و در روزهای پیروزی انقلاب به پایان می‌رسد. با نمایش گسترده گنبد و گلدسته و روحانیون انقلابی، حضور بهمن مفید در شمایل معلمی انقلابی که به نقد اصلاحات ارضی می‌پردازد و فیروز به عنوان آهنگری انقلابی، در همان 10دقیقه اول، روحانیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. 

در فیلمی که به جای دیالوگ فقط شعار دارد و شتابان در پی روایت تاریخی 15ساله است، یک گروه 10نفره همه بار مبارزه را بر دوش می‌کشد. ساواکی‌های سفاک هم کار را به جایی می‌رسانند که برای اعتراف گرفتن از یکی از مبارزان، سیخ داغ به پهلوی نوزاد چندماهه او فرو می‌کنند و خنده‌های معروف فیلمفارسی‌وار سر می‌دهند.

در فریاد مجاهد هر صحنه‌ای قرار است رخدادی تاریخی را یادآور شود؛ به همین دلیل محاکمه بهمن مفید شبیه محاکمه معروف خسرو گلسرخی از کار درمی‌آید و صحنه اعدام او و دوستانش مشابه اعدام بیژن جزنی و رفقای چریکش در 30فروردین 1354. اینکه مسیر وقایع تاریخی در فیلم رعایت نشده و  مثلا بعد از نمایش اعتراض مردم به مقاله توهین‌آمیز روزنامه اطلاعات مورخ 17 دی1356، دادگاه بهمن مفید در اول تیر56 برگزار می‌شود، فریاد مجاهد را واجد خصوصیاتی منحصربه‌فرد میان همه فیلم‌های انقلابی آن دوران کرده است. نکته اینجاست که فریاد مجاهد با وجود همه ایرادهای ریز و درشتی که دارد، داستانی که ندارد و روایت پرغلط تاریخی‌اش، از همان اولین روز اکران در 2 شهریور1358 با استقبال گسترده سینماروها مواجه می‌شود. فریاد مجاهد برای تماشاگر آن سال‌ها، قهرمان، حادثه، شعار و انقلاب را به ارمغان می‌آورد و با وجود اکران کوتاه‌مدت و مخالفت‌ها و مقالات تند روزنامه‌ها که نگران بازگشت فیلمفارسی بودند، پرفروش‌ترین فیلم سال58 می‌شود؛ محصولی که با شتاب و به تعبیری فرصت‌طلبی، به موقع آماده می‌شود و به مصرف می‌رسد و ورای ذهنیت ساده و فاقد پیچیدگی سازندگانش، به شکلی ناخواسته، تعریفی تازه از «فیلم-مقاله» و سینمای ضدقصه به دست می‌دهد.
 

***

بزرگ علوی تهران آمد













***

گروه 57

 

گروه 57

علی بختیاری ، کیوریتور





گروه 57 در گرماگرم روزهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی توسط امیر اثباتی و چند دانشجوی دیگر دانشگاه تهران، مثل کامران احمری و محمود حکیمی در راستای همراهی با مردم در اعتراض به رژیم شاهنشاهی و به‌عنوان یک واکنش دانشجویی شکل گرفت. این گروه معتقد‌ بود که فارغ از هر گرایش سیاسی، به‌عنوان یک حرکت دانشجویی باید با مردم همراه شوند و دست به تولید آثار هنری بزنند. به‌علت مصونیت دانشگاه تهران از حمله نظامیان، گروه، تمامی فعالیت خود را در دانشگاه مستقر کرد. محصولات این گروه پوسترهایی بودند که به اندازه 100در 70سانتی‌متر برای نمایش آماده شدند و به‌علت استقبال زیاد مردم، بعدتر در اندازه 35 در 50سانتی متر تکثیر شدند. این نمایشگاه در بهمن‌ماه 1357 در تالار ژوژمان دانشکده برگزار شد. در این نمایشگاه افرادی مانند مرتضی ممیز، آراپ

کلید واژه ها: 40 سال 40 روزسال 1358


نظر شما :