همسر فاطمی: دفترچه خاطرات زندان دکتر فاطمی را به احمدی‌نژاد دادم

۲۳ بهمن ۱۳۸۹ | ۱۳:۲۲ کد : ۳۷۴ از دیگر رسانه‌ها
معصومه ستوده: در تاریخ دوره پهلوی هیچ یک از سیاستمداران و اصحاب قدرت به خود اجازه نمی‌دادند که در برابر خاندان سلطنتی به صورت صریح سخنان خود را بیان کنند اما فاطمی تنها کسی بود که در برابر سوال محمدرضا پهلوی که از وی پرسید چرا در روزنامه تان اینقدر به پدر من فحش می‌دهید بدون ترس پاسخ داد که به صلاح شما است که راه خود را از پدرتان جدا کنید چون پدرتان معنی دموکراسی را نمی‌دانست اما شما تحصیلکرده سویس هستید و با دموکراسی آشنا هستید.

 

مدیر مسئول روزنامه باختر امروز پس از کودتای نافرجام 25 مرداد سال 32 در سر مقاله باختر امروز در 26 مرداد ماه از شاه به عنوان «جوان هوس باز» و از خاندان سلطنت ازجمله اشرف به عنوان «مجلس ساز» و از مادر شاه به عنوان «اقلیت‌ساز» یاد کرد و در نهایت تاوان آن را پرداخت که همسر فاطمی بعد از گذشت 57 سال در مصاحبه با روزنامه خبر بر این مساله تاکید کرد که اعدام فاطمی زمینه سقوط محمد رضا پهلوی را فراهم کرد.

 

دکتر فاطمی در مهر سال 1331 با استعفای وزیر خارجه وقت به سمت وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق منصوب شد و بدنبال کشف مدارک جاسوسی انگلیس بلافاصله سفارتخانه انگلیس را تعطیل و کارمندان آن را اخراج کرد.

 

مخالفت پیگیر او با دربار محمدرضا شاه پهلوی پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ به اوج رسید. پس از کودتای 28 مرداد نزد دوستانش در خفا بود تا 6 اسفند که دستگیر شد. همان ابتدای دستگیری تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی ‌به دست شعبان جعفری و مریدانش به قتل برسد که دکتر فاطمی و خواهرش مجروح می‌شوند.

 

دکتر سید حسین فاطمی سرانجام پس از محاکمه غیرعلنی در دادگاه نظامی‌(٧ مهر) به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه 19 آبان 1333 اعدام شد.

 

گفت‌و‌گوی «خبر» با پریوش سطوتی، همسر دکتر حسین فاطمی را در ادامه بخوانید:

 

 

***

 

در ابتدای حضور در هتل لاله این سوال به ذهنم رسید که حضور شما در هتل لاله واقع در خیابان فاطمی دلیل خاصی دارد؟

 

حضور من در هتلی در خیابان فاطمی به دلیل علاقه و خاطراتی است که از دکتر فاطمی دارم.

 

 

آشنایی شما با دکتر فاطمی چگونه شکل گرفت؟

 

پدرم، تیمسار سطوتی اصالتا اصفهانی بودند و با خانواده دکتر فاطمی آشنایی داشتند ایشان ابتدا قصد نداشت که من را به خانه بخت بفرستند اما زمانی که دکتر فاطمی به خواستگاری من آمدند قبول کردند؛ من در آن سال 16 سال داشتم و آشنایی چندانی با افکار دکتر فاطمی نداشتم. دکتر فاطمی سیاسی بود و من اصلا از سیاست چیزی نمی‌دانستم حتی زمانی که من پسرم را باردار بودم دکتر فاطمی سر مزار محمد مسعود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و زندگی مشترک من توام با ترور، فشارهای سیاسی و بیماری‌های دکتر بود زیرا پزشکان طحال وی را خارج کرده و در بیمارستان نصف پای وی با اسید سوزانده شده بود. فارغ از این دکتر فاطمی در کنار کار شبانه روزی خود، از هر فرصتی برای خدمت به مردم بهره می‌گرفت و ساعت حضور وی در منزل محدود به ساعت 2 تا 5 صبح شده بود.

 

 

با توجه به اینکه شما اذعان دارید که فردی غیرسیاسی هستید آیا نسبت به این نحوه حضور در منزل، به دکتر معترض نمی‌شدید؟

 

نه، درست است که من فردی غیرسیاسی هستم اما چون مردم را خیلی دوست دارم نسبت به این مساله اعتراض نمی‌کردم. من در آن زمان زیاد ایشان را نمی‌شناختم اما بعد از اعدام دکتر فاطمی و دیدن موج احساسات مردم نسبت به فاطمی متوجه شخصیت والا و نفوذ وی در قلب مردم شدم. همچنانکه مردم همواره مراتب احترام خود را نسبت به همسر من ابراز داشته و دارند.

 

 

ثمره زندگی مشترک شما با دکتر فاطمی یک پسر است؟

 

بله من یک پسر دارم که در حال حاضر 57 سال دارد.

 

 

اسم پسرتان علی است؟

 

نه اسم پسرم سیروس است.

 

 

اما من در اسناد تاریخی دیده‌ام که اسم پسر شما را علی عنوان کرده‌اند؟

 

به هر حال حرف‌های زیادی در مورد من و خانوده‌ام عنوان می‌شود که صحت ندارد و بیان این سخنان مایه تاسف است زیرا بسیاری برای منفعت خود کتاب نوشته و حتی برای پسر من اسم نیز انتخاب کرده‌اند.

 

 

در شناسنامه نیز اسم ایشان سیروس است؟

 

 بله اسم شناسنامه‌ای ایشان هم سیروس است.

 

 

نوه هم دارید؟

 

بله دو نوه دارم.

 

 

اسم نوه‌هاتون چیست؟

 

اسم نوه بزرگم که پسر هست الستر حسین و نوه دیگرم که دختر است ناتالی پری.

 

 

در مورد دکتر فاطمی کتاب‌های زیادی نوشته شده است به هرحال آقای شیفته سردبیر باختر امروز و محمد علی سفری خبرنگار باختر امروز نیز در مورد دکتر کتاب نوشته‌اند اما شما که همسرشان هستید در این مورد کتابی ننوشتید.

 

 من هیچ وقت علاقه نداشتم که خاطرات خود را بنویسم اما حالا تصمیم گرفتم که خاطرات خود را به رشته تحریر درآورم.

 

 

ترغیب شما برای نگارش خاطراتتان، بعد از دیدار با آقای احمدی نژاد صورت گرفت؟

 

بله.

 

 

زمانی که دیدار شما با آقای احمدی نژاد انجام شد سوالی که مطرح شد این بود که شما چه قرابتی بین دکتر فاطمی و آقای احمدی نژاد دیدید که حاضر به ملاقات و حمایت از ایشان شدید؟

 

تمام افراد شاخص این انقلاب همچون آقای رجایی، آقای دکتر چمران، روسای جمهور سابق همه نسبت به همسر من ارادت داشتند اما من به دلیل وجود خاطرات تلخ امکان حضور در ایران را نداشتم اما زمانی که با دکتر احمدی نژاد دیدار کردم متوجه شدم که ایشان را خدا به مردم داده و همان سلوک دکتر فاطمی که همانا با مردم بودن و برای مردم زیستن بود را در ایشان دیدم. بنابراین علاقه ایشان در دل من افتاد چون اقدامات ایشان همان کارهایی است که فاطمی قصد انجام آن را داشت، اما ناتمام ماند. بنابراین من با ایشان یک رابطه انسانی برقرار کردم چون ایشان همه ویژگی‌های مردان بزرگی مانند فاطمی را در خود دارند و همین مساله موجب وابستگی من شد به گونه‌ای که قرار بود من برای سه هفته در ایران بمانم اما تاکنون در ایران ماندگار شدم. ایشان نیز مانند دکتر فاطمی مزایای دریافت نمی‌کند من به یاد دارم که دکتر فاطمی هزینه بسیاری از جلسات وزارت امور خارجه و هزینه نهار و شام را از جیب خود تامین می‌کرد. البته من نمی‌توانم در مورد بقیه اظهارنظر کنم اما ایشان به من بسیار نزدیک هستند. هر چند دکتر مصطفی چمران زمانی که در مقام وزارت دفاع حضور داشتند با من ملاقات کرده و به این نکته اشاره کردند که ما همه شاگرد دکتر هستیم و مراتب ارادت خود را ابراز نمودند.

 

 

دکتر فاطمی آنقدر وجهه مردمی‌ دارند که تلاش شود به این شخصیت ملی نزدیک شد.

 

من نیز به تبعیت از همسرم خدمت به مردم را در پیش گرفتم. اما در این میان آقای احمدی نژاد به ایشان نزدیک است.

 

 

شما چرا بعد از اعدام دکتر در ایران نماندید؟

 

 من یک سال ماندم و به خارج نرفتم اما به دلیل ترس از وقایع که قرار است ایجاد شود و مهمتر اینکه مبادا بلایی بر سر فرزندم بیاید، فرزندم را به یک مدرسه شبانه روزی در انگلستان فرستادم.

 

 

بعد از اعدام دکتر فاطمی شایع شد که شما در جلسات دربار به دعوت فرح پهلوی حضور پیدا می‌کردید. این درست است؟

 

نه من در هیچ جلسه‌ای حضور پیدا نمی‌کردم. چون من اصلا در آن زمان ایران نبودم.

 

 

اما این شایعات در مورد شما بسیار زیاد است.

 

متاسفانه شایعات زیاد است در حالیکه باید حقایق را به مردم منتقل کنند.

 

 

در زندگینامه ایشان آمده که ایشان سرمقاله‌های خود را در رختخواب می‌نوشتند چگونه این سوژه‌ها را انتخاب کرده و مطلب می‌نوشت آیا شما مورد مشورت قرار می‌گرفتید؟

 

نه من هیچوقت در این مورد صحبتی نمی‌کردم کما اینکه ایشان نیز در خانه صحبتی از کار نمی‌کردند. ایشان زمانی که به خانه بر می‌گشتند شوخی کرده و هرگز سخنی در مورد سیاست مطرح نمی‌کردند واقعا ایشان قلم توانمندی داشتند و نامه‌های متعددی به من نوشتند که در سطر سطر آن توانمندی صاحب قلم مشهود است.

 

 

آن نامه‌ها را نگهداشتید؟

 

 نه چیزی از آن نامه‌ها باقی نمانده است چون تمام زندگی من را به تاراج بردند بعد از ازدواج هر روز نامه‌های متعددی به من می‌نوشتند و در خانه می‌گذاشتند.

 

 

ایشان در زندگِی مشترک چگونه رفتار می‌کردند؟

 

بسیار مهربان، خوش اخلاق و شاد بودند.

 

 

زمانی که دکتر زندگی مخفی داشتند شما در کنار ایشان بودید؟

 

نه من از ایشان خبری نداشتم فقط یک روز قبل از 28 مرداد من از ایشان یک تماس تلفنی داشتم که در آن تماس از من خداحافظی کردند. هر چند در آن زمان بارها من و خواهرم را به زندان بردند و حتی یک شب نگهداشتند و من می‌گفتم که از دکتر فاطمی اطلاع دارم و حکم اعدام را امضا می‌کردم اما هرگز نمی‌دانستم که دکتر فاطمی کجا هستند.

 

 

در آن 10 روز چه بر شما گذشت؟

 

در آن ده روز که قرار بود حکم اعدام صادر شود من در بستر بیماری بودم و طبیعی است که این ده روز بر من بسیار سخت گذشت.

 

 

بعد از مراجعت به انگلیس دیگر به ایران نیامدید؟

 

چرا تا 15 تا 16 سال قبل که مادرم در قید حیات بودند به ایران می‌آمدم تا اینکه دو سال بعد از انتخاب آقای احمدی نژاد در سال 86 با ایشان دیدار کردم که برای من جالب بود که ایشان چه فردی هستند که اینقدر وجهه مردمی‌ دارند.

 

 

با توجه به اینکه دولت انگلیس سابقه دشمنی طولانی با دکتر فاطمی داشت چرا شما بعد از اعدام دکتر، به انگلستان رفتید؟

 

من بدون دلیل به انگلستان رفتم.

 

 

در انگلستان مشکلی برای شما پیش نیامد؟

 

نه پیش نیامد.

 

 

بعد از مذاکرات صورت گرفته برای راه اندازی خط هوایی ایران و مصر شایعاتی مبنی بر اعطای این امتیاز به شما توسط آقای مشایی مطرح شد، این مساله درست است؟

 

هرچیزی که به من داده شده است حاضرم همین جا به شما بدهم. من و همسرم هیچگاه دنبال مال دنیا نبوده و نیستیم و در این دنیا چاردیواری نیز ندارم همچنانکه در آن زمان نیز دکتر فاطمی در منزلی زندگی می‌کرد که پدر من اجاره آن را پرداخت می‌کرد. آقای مشایی نیز در دیدار با آقای احمدی نژاد برای بار اول دیدم و تحت تاثیر صمیمیت، وطن پرستی، ادب و متانت ایشان قرار گرفتم. من این خصوصیت را به مقدار بیشتری در آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم هرچند من دیدار دیگری با سایر افراد نداشتم که بخواهم در مورد آنها قضاوت کنم.

 

 

این سخن که نیمی‌ از هتلی که در آن ساکن هستید به شما تعلق دارد، درست است؟

 

صحت ندارد. من هیچی ندارم وگرنه تقدیم شما می‌کردم. البته قبول این مساله برای مردم سخت است که کسی بدون بهره از مزایای اقتصادی، صرف وجود رابطه انسانی از فردی حمایت کند بنابراین شایعات بی‌پایه و اساس را مطرح می‌کنند. چون همه قضاوت‌ها بر پایه پول صورت می‌گیرد در حالیکه من به خاطر دلم و همسرم از آقای احمدی نژاد حمایت کردم.

 

 

از دکتر فاطمی یادگاری هم دارید؟

 

نه من هیچ یادگاری ندارم.

 

 

داستان دفترچه‌ای که شما به آقای احمدی نژاد دادید چه بود؟

 

این دفترچه خاطرات که خاطرات روزهای زندان بود بعدها توسط پرستاری به دست من رسید که به آقای احمدی نژاد دادم. این دفترچه همراه من در لندن بود؛ اگر من آقای احمدی نژاد را نمی‌دیدم امکان داشت این دفترچه همچنان در صندوقچه من باقی بماند و من به خاطر لطف ایشان، این دفترچه را به ایشان دادم که به محض اهدای آن بسیاری از افراد من را مورد انتقاد قرار دادند که ما حاضر به خرید این دفترچه بودیم در حالیکه من هیچ وقت کار خرید و فروشی نکردم.

 

 

من در جریان جستجوی نشانی از شما متوجه شدم که اعضای جبهه ملی که روزگاری دکتر فاطمی عضو آن بود با شما رابطه خوبی ندارند، دلیل آن چیست؟

 

من همه را دوست دارم اما هیچ وقت من محبتی از این افراد ندیدم که حالا مدعی شدند. من محبت از آقای احمدی نژاد و مشایی دیدم که من را مورد لطف قرار دادند و سراغی از من گرفتند در حالیکه این افراد هرگز سراغی از من و پسرم نگرفتند. فارغ از این ملاقات با آقای احمدی نژاد و دادن دفتر خاطرات دکتر زندگی شخصی من است که اجازه نمی‌دهم کسی در آن دخالت کند.

 

 

در تاریخ آمده که محمدرضا پهلوی اعلام کرد که از خون همه خواهد گذشت اما از خون فاطمی نخواهد گذشت در این مورد چه نظری دارید؟

 

اعدام به خاطر سه مقاله نبود بلکه به خاطر شجاعت، شهامت و وطن پرستی وی بود از سویی، جرم نگارش این سه مقاله اعدام که نیست.

 

 

چرا شما در مبارزات علیه دربار پهلوی حضور نداشتید با توجه به اینکه بر تبعیت از همسرتان تاکید دارید؟

 

چون من آدم سیاسی نبودم.

 

 

آیا تلاش شد که پس از اعدام، از شما دلجویی شود؟

 

 محمدرضا پهلوی اعدام را انجام داد اما نمی‌دانست که چه تاثیرتی را بدنبال دارد. برای همین از روش‌های مختلف در صدد دلجویی برمی‌آمدند که مورد قبول من واقع نمی‌شد البته باید بگویم که با وجود اعدام فاطمی از کسی کینه به دل ندارم.

 

 

آیا اعدام دکتر فاطمی را می‌توان بستر ساز سقوط محمد رضا پهلوی دانست؟

 

اعدام دکتر فاطمی تاثیر عمیقی بین مردم و دانشجویان گذاشت و به جرات می‌توان گفت یکی از عوامل سقوط، علاقه و احترامی ‌بود که مردم، دانشجویان، بازاریان و اساتید سراسر دنیا نسبت به شهید دکتر فاطمی ابراز می‌داشتند و این اظهار نارضایتی خود یکی از عوامل سقوط محمد رضا پهلوی بود زیرا اعدام وزیر خارجه‌ای که که با تب چهل درجه و سابقه چندین عمل جراحی به دنبال تروری که بر سر مزار محمد مسعود رخ داد جز خدمت به مردم و وطن پرستی دغدغه‌ای نداشت و با وجود آنکه خون استفراغ می‌کرد دقیقه‌ای از فکر مردم و خدمت به آنان غافل نمی‌شد و همین مساله اثر مهمی ‌در سست شدن حکومت پهلوی داشت.

 

 

بعد از کودتای ناکام 25مرداد تا کودتای 28 مرداد، سه روز فاصله بود که در این سه روز دکتر فاطمی سه مقاله نوشت تحت عنوان خائنی که می‌خواست وطن را به خاک و خون بکشاند فرار کرد، دربار روی سیاه ملک فاروق را سفید کرد و شرکت‌های انگلیسی دیروز عزادار بودند را به رشته تحریر درآورد که بسیاری این مقالات در کنار درخواست دکتر در تجمع 25 مرداد برای ملغی شدن سلطنت را عامل اعدام می‌دانند کما اینکه فقط فاطمی چنین تاوانی پرداخت کرد شما در این مورد به دکتر نمی‌گفتید که بیشتر ملاحظه کند؟

 

نه من هیچ وقت دخالت نمی‌کردم. دکتر فاطمی هیچ وقت مطالب تندی نمی‌نوشتند. به هر حال شجاعت دکتر فاطمی که همواره حقیقت را بیان می‌کردند موجب شد که ایشان اعدام شود.

 

 

شما به عنوان هسمر دکتر فاطمی وی را روزنامه‌نگار می‌دانید یا سیاستمدار؟

 

هر دو بوده است از طریق روزنامه سیاست خود را اعمال می‌کرد.

 

 

به نظر شما اگر فاطمی ناگزیر به انتخاب در بین سیاست یا روزنامه نگاری می‌شد کدامیک را انتخاب می‌کرد ؟

 

روزنامه نگاری. چون از قلم توانمندی برخوردار بود و به این کار عشق می‌ورزید.

 

 

سخن آخر؟

 

من به نوبه خود از تمام محبت‌ها و احترام‌های ملت عزیز در داخل و خارج سپاسگزارم و بزرگترین دلخوشی من این است مردم همواره نسبت به شهید سید حسین فاطمی ارادت و احترام داشته، دارند و خواهند داشت. 


 

کلید واژه ها: حسین فاطمیپریوش سطوتیکودتای 28 مرداد


نظر شما :