حسین علایی: دستگاه دیپلماسی، فرصت عملیات فاو را از دست داد

۲۰ بهمن ۱۳۸۹ | ۲۰:۰۸ کد : ۳۵۲ از دیگر رسانه‌ها
مهدی صیافی: «عملیات فاو موفقیت بسیار بزرگی بود. ولی این موفقیت بزرگ از سوی دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل به یک دستاورد سیاسی نشد. بعد از عملیات فاو ایران می‌توانست یک طرح صلحی را ارائه بدهد به صورت رسمی‌و کتبی که این طرح صلح کشورهای حامی‌عراق را در موضع انفعال قرار بدهد. ولیکن ما از سوی دستگاه دیپلماسی و دستگاه سیاست خارجی شاهد چنین اقدامی‌نبودیم.» این بخشی از سخنان دکتر حسین علایی است در نشستی که به مناسبت سالروز عملیات والفجر هشت انجام شد. متن گفت‌و‌‌گو با دکتر حسین علایی در پی می‌آید.

 

فرمانده قرارگاه نوح در زمان اجرای عملیات والفجر 8، در ابتدا به چگونگی طراحی و زمان عملیات فاو پرداخت و گفت: طرح عملیات فاو تقریبا از تابستان سال 1364شروع شد. همیشه در نقاط مختلف جبهه بحث می‌شد که کجا امکان عملیات وجود دارد و تا قبل از تابستان 1364 به صورت جدی روی این منطقه بحث نشده بود. همیشه بحث‌هایی که راجع به عبور از اروند می‌شد به مناطق نزدیک تر به بصره فکر می‌شد.

 

وی افزود: در اوایل جنگ که عراقی‌ها در خاک ایران بودند، تمام توجه ایران به آزاد سازی سرزمین‌ها بود. یعنی بیشتر همه فکر می‌کردند که چگونه سرزمین‌های ایران را از دست ارتش عراق خارج کنند. و در این زمان معلوم نبود، که آیا پس از آزادی سرزمین‌های ایران جنگ در داخل خاک عراق ادامه پیدا خواهد کرد یا نه. از لحاظ سازمانی و تشکیلات تمام تمرکز بر این بود که ارتش عراق از خاک ایران بیرون رانده شود. ولیکن از عملیات رمضان به بعد که جنگ به خاک عراق کشیده شد. از آن زمان بود که همه جبهه‌ها مورد بررسی قرار می‌گرفت، که در کدام نقطه امکان عملیات موفق وجود دارد.

 

توجه ایران در چند سال اول و بعد از فتح خرمشهر، بیشتر به مناطق حول و حوش بصره مترکز بود. حالا یا روبروی بصره یا شمال بصره. علتش هم این بود که فکر می‌کردند، اگر ما به بصره نزدیک بشویم، دولت عراق برابر خواسته‌های ایران کوتاه خواهد آمد. زمانی که جبهه‌ها قفل شد و امکان پیش روی به خاک ایران به دلیل موانع و استحکامات ارتش عراق وجود نداشت، همه به دنبال این بودند که ببینند چه جایی هست که خط اول عراق ضعیف تر و استعداد ارتش عراق در آن نقطه کمتر است. و امکان عملیات در آن نقطه وجود دارد. که در آن زمان یکی از مناطقی که مورد بررسی قرار گرفت، منطقه فاو بود.

 
 

هدف ارتش، درگیر نگه داشتن ارتش عراق، برای عبور نیروهای سپاه از اروند رود نبود

 

سردار حسین علایی به نحوه اجرای عملیات توسط سپاه و ارتش پرداخت و گفت: بحث اینکه ارتش عملیاتی بکند به خاطر موفق شدن سپاه یا سپاه عملیاتی بکند برای موفق شدن ارتش چنین بحثی مطرح نبود. بحثی که در آن زمان مطرح بود این بود که ارتش به عنوان یک سازمان مستقل با فرماندهی خودش و با استعداد خودش، در هر نقطه ای که توان اجرایی دارد، طرح عملیاتی پیشنهاد بکند و عملیات موفق انجام بدهد. سپاه هم با سازمان خودش، با فرماندهی خودش، با تدبیر و توان خودش، در هر منطقه ای که می‌تواند عملیات موفق طرح ریزی کند، و انجام دهد. و این دو عملیات همزمان هم اجرا شود. که این همزمانی باعث می‌شود که ارتش عراق که می‌خواهد مقابله کند. در دو جبهه با نیرو‌های ایرانی درگیر می‌شود. بنا براین قوایش تجزیه خواهد شد.و این تجزیه قوا به هر دو جبهه کمک خواهد کرد، که هر دو جبهه موفق بشوند. یعنی جلو بروند.

 

وی گفت: این بحث هم بعدا مطرح شد که اگر یک جبهه موفق نشد و جبهه دیگر موفق شد چگونه عمل شود؟ که قرار بر این شد،هر جبهه ای موفق شد به شرط این که جبهه دیگر موفق نشود، آن جبهه به عنوان تلاش اصلی کل عملیات و عملیات اصلی جمهوری اسلامی، آن عملیات بشود. و آن وقت امکاناتی که برای جبهه دیگر در نظر گرفته شده به پشتیبانی این عملیاتی که موفق شده بیاید.

 

زمانی که عملیات والفجر هشت طراحی شد قرار بر این بود، که ارتش در منطقه شلمچه عملیات موفق انجام بدهد، و اهدافش را بگیرد. و سپاه هم در منطقه فاو عملیات موفق انجام بدهد و اهدافش را بگیرد. بنابراین هدف ارتش این نبود که قوای ارتش عراق را در شلمچه درگیر نگه دارد تا نیروهای سپاه از اروند عبور کنند و فاو را بگیرند. هدف این بود ارتش در منطقه شلمچه عملیات موفق انجام دهد.

 

زمانی که ارتش عملیات کرد، در همان ساعات اولیه معلوم شد که پیشروی نخواهد داشت. بنابراین عملیات ارتش متوقف شد. اما عملیاتی که سپاه در فاو انجام داد، موفق بود. در اسنادی که از ارتش عراق منتشر شده، ارتش عراق منطقه عملیاتی هور را منطقه عملیاتی اصلی تشخیص داده بود، نه منطقه شلمچه. بنابراین عملیات ارتش در شلمچه نتوانست نقش درگیر نگه داشتن نیرو‌های ارتش عراق را بازی بکند.

 

 

شلمچه را خود ارتش برای عملیات انتخاب کرد

 

این فرمانده دوران دفاع مقدس در پاسخ به اینکه چرا ارتش منطقه شلمچه را برای عملیات انتخاب کرد. بیان داشت: آنچه که از طرف قرارگاه خاتم برنامه ریزی شده بود، این بود که ارتش هر منطقه ای را که تشخیص می‌دهد، می‌تواند عملیات موفق انجام دهد، آنجا را عملیات طراحی بکند. خود ارتش گفته بود من در شلمچه عملیات موفق انجام می‌دهم. کسی به آن دستور نداد، که شما باید در شلمچه عملیات بکنید. به ارتش گفته شد هر نقطه، هر مکان، هر جبهه ای که عملیات موفق می‌توانید انجام دهید، در آن جا برنامه ریزی و طرح ریزی کنید.

 

ایشان افزودند: خود ارتش بود که این منطقه را پیشنهاد داد. اگر توجه کنیم، برای عملیات خیبر هم، ارتش این منطقه را پیشنهاد داد. و ارتش همین منطقه زید را برای عملیات پیشنهاد داد و در همین منطقه وارد عمل شد. بنابر این منطقه ای بود که با علاقه ارتش انتخاب شده بود. از اول هم بنا بر این بود که ارتش در اینجا موفق باشد و عملیات کاملی را انجام بدهد. این عملیات برای پشتیبانی عملیات دیگری طراحی نشده بوده است. بلکه به عنوان عملیات مستقلی که باید انجام بشود و موفق شود، از اول پیش بینی شده بود.

 

وی تاکید کرد: بین فرماندهان با تجربه این بحث هم مطرح بود، که منطقه ای را که ارتش انتخاب کرده، منطقه مناسبی برای انجام عملیات موفق نیست. ولیکن ما می‌بینیم در همین منطقه عملیات کربلای پنج انجام شد. اینجور نبوده که ناامید و مایوس کامل باشند.در کربلای چهار همین منطقه کربلای پنج جزو طرح عملیات بود. نه اینکه در کربلای پنج این انجام شد. در کربلای چهار بخشی از عملیات همین منطقه شلمچه بود، و آنها عمل کردند و موفق هم شدند. به این دلیل عملیات در همین منطقه ادامه پیدا کرد. به هر حال برنامه ارتش برای عملیات والفجر هشت، این بود که در شلمچه عملیات موفق انجام بدهد. و هدف پشتیبانی از عملیات فاو نبود.

 

 

عملیات فاو، موفق ترین عملیات برون مرزی ایران درطول دوران جنگ

 

دکتر علایی در ادامه، عملیات سپاه را اینگونه تشریح کرد: سپاه برای اینکه در فاو موفق بشود، یک عملیات را در منطقه هور طراحی کرد و اصلا یک قرارگاهی به نام قرارگاه حنین درست کرد. این قرارگاه ماموریتش طراحی عملیات فریب بود. یعنی مثل یک عملیات اصلی منطقه آماده سازی شد، مثل یک عملیات اصلی نیروها به منطقه منتقل شدند، مثل یک عملیات اصلی همه چیز پای کار رفت، ولیکن عملیاتی، شروع نشد. ولی در منطقه هور قراین وشواهد تک، به ارتش عراق نشان داده شد.

قرار گاه قدس ماموریتش این بود که عملیات پشتیبانی انجام بدهد. یعنی در آنجا به جزیره ام الرصاص حمله بکند، و مناطقی را بگیرند. تا ارتش عراق را در آنجا در گیر نگه دارند. بنابراین هدف عملیات این بود، که منطقه ای از خاک عراق تصرف بشود ولی به عنوان تلاش پشتیبانی، نه تلاش اصلی. تلاش اصلی منطقه فاو بود. بنابر این سپاه که منطقه فاو را برای عملیات انتخاب کرد، دو عملیات دیگر در کنارش طراحی کرد، برای آنکه آنها به عملیات منطقه فاو کمک بکنند. در منطقه فاو تلاش اصلی، و در منطقه ام الرصاص تلاش پشتیبانی انجام شد. در منطقه هور هم عملیات فریب انجام شد.

 

منطقه مربوط به شلمچه، نه به عنوان عملیات فریب بود و نه به عنوان عملیات پشتیبانی بود. بلکه قرار بود در آنجا عملیات اصلی با موفقیت انجام بشود. و به عنوان یک عملیات مستقل موفق برنامه ریزی شده بود. ولی بعد از اینکه عملیات نا موفق شد، برادران ارتش فکر می‌کنند، این عملیات می‌توانست نقش درگیر نگه داشتن نیروهای ارتش عراق را ایفا بکند. ولیکن عملا این هم اتفاق نیفتاد. چون ارتش عراق تصورش براین شد که منطقه اصلی عملیات هور است و توجه خودش را به هور معطوف کرد. نه به منطقه شلمچه و اسناد و مدارکی که بعدا بدست آمد این را تایید می‌کند. (البته خوب بود برادران ارتش هم می‌بودند.)

 

 

عملیات فاو برای خاتمه دادن به جنگ طراحی شد

 

مشاور عالی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در بخش دیگر صحبت‌هایش به هدف فرماندهان جنگ از طرح ریزی عملیات والفجر هشت پرداخت و گفت: آقای رفسنجانی که فرمانده جنگ بودند در کتاب خاطراتشان می‌نویسند: ما عملیات فاو را طراحی کردیم برای ختم جنگ و تصور بر این بود، که فاو می‌تواند نتایجش منجر به کوتاه آمدن عراق بشود و جنگ خاتمه پیدا بکند. در آن زمان طرح سیاسی برای خاتمه دادن به جنگ این بود، که ما یک عملیات بزرگ موفق انجام بدهیم و یک جای موثری از سرزمین عراق را در دست بگیریم و بعد از اینکه در موضع برتر قرار گرفتیم، از طریق مذاکره با تامین خواسته‌های مان جنگ را خاتمه بدهیم. عملیات فاو از نظر مسئولین عالی نظام اینگونه برنامه ریزی شد البته من حضرت امام را نمی‌دانم چه نظری داشتند. چون حضرت امام در آن زمان شعارشان این بود که جنگ تا سقوط صدام ادامه پیدا کند. این چیزی بود که ایشان دایم مطرح می‌کردند. ولی مسولین کشور احساس می‌کردند، از لحاظ نظامی امکان ساقط کردن صدام وجود ندارد. بنابراین ما باید با فشار نظامی جنگ را از موضع برتر خاتمه بدهیم. به همین خاطر عملیات فاو برای خاتمه دادن به جنگ طراحی شد.

 

او گفت: طرح سپاه این بود که هزار و پانصد گردان نیرو آماده بکند. در آن شرایط زمینی، حداکثر توانی که ما داشتیم سیصد گردان بود. سپاه می‌گفت اگر ما بتوانیم مثلا نیرویی در حد هزار و پانصد گردان فراهم بکنیم، یعنی استعدادمان را چند برابر بکنیم می‌توانیم چنین اقدامی‌بکنیم. ولی عملا این کار امکان پذیر نبود. آقای‌هاشمی‌رفسنجانی متناسب با واقعیات صحبت می‌کردند و خیلی‌ها متناسب با آرمان‌هایشان صحبت می‌کردند . پس عملیات فاو برای خاتمه دادن به جنگ طراحی شد اما عملیات فاو که انجام شد برای ایران خیلی مهم بود و موفق هم شد. و برای عراق هم بسیار اهمیت داشت . به همین خاطر جنگ را تا هفتاد و پنج روز طول داد. یعنی عراق در طول جنگ در هیچ عملیاتی این مدت طولانی با ایران نجنگیده بود. هفتاد و پنج روز با قوای ایران جنگید و زمانی هم که از بازپس گیری فاو مایوس شد، عملیات را رها نکرد. و رفت به مهران حمله کرد. بنابراین جنگ ما تا بیست و هفت اردیبهشت سال شصت و پنج که عراق به مهران حمله کرد و مهران را گرفت ادامه پیدا کرد.

 

این فرمانده پیشکسوت دوران دفاع مقدس افزود: وقتی که عراق مهران را گرفت امام فرمودند مهران را باید از ارتش عراق پس بگیرید. این تصمیم درستی بود. چون اگر مهران پس گرفته نمی‌شد، احتمالا عراق به جاهای دیگر حمله می‌کرد. همین اتفاقات که آخر جنگ افتاد و یک سلسله عملیات پشت سر همی‌را عراق انجام داد، ممکن بود آن زمان اتفاق بیفتد. عراق مهران را گرفت و اعلام کرد مهران در برابر فاو قرار دارد. اگر شما فاو را پس بدهید مهران را تخلیه خواهیم کرد. بنابراین ایران مجبور شد برای تثبیت پیروزی فاو برود در مهران عملیات بکند. و در تابستان به مهران حمله کرد و مهران را دوباره باز پس گرفت. بنابراین عملیاتی که از بیست بهمن هزار و سیصد شصت و چهار شروع شد، تا تابستان سال هزار و سیصد و شصت و پنج ادامه پیدا کرد و این گسترده ترین زمان فعال بودن جبهه‌ها در طول دوران جنگ است و ما چنین شرایطی را پیدا کردیم . علتش هم این بود که فاو اهمیت زیادی داشت . مهمترین اثری که فاو داشت این بود که اروند رود را از کنترل عراق خارج کرد. یعنی اروند را گرفت. تمام هدف جنگ صدام این بود که حداقل اروند رود را به مالکیت عراق در بیاورد و فاو آمد صورت مسئله جنگ را برای عراق پاک کرد. عراقی که آمده بود نصف اروند را بگیرد، کل اروند را از دست داد. به همین خاطر هم بود که خیلی در آنجا می‌جنگید و در فاو هم از سلاح‌های شیمیایی بسیار گسترده استفاده کرد. به طوری که ما هزاران نفر از رزمندگان را بر اثر سلاح‌های شیمیایی مصدوم شده داشتیم یعنی خیلی شرایط بدی ایجاد شده بود.

 

پس قرار بر این بود که فاو به جنگ خاتمه دهد و چنین اتفاقی افتاد. اما عراقی‌ها به جای این که کوتاه بیایند، آمدند و تصمیم گرفتند بیشتر بجنگند و توسعه توان رزمی‌بدهند. کشورهای عربی هم تصمیم گرفتند، کمک‌هایشان را توسعه بدهند. اروپایی‌ها، از جمله فرانسه تصمیم گرفت هواپیماهای بیشتر و دور برد تری از نوع میراژ در اختیار عراق قرار بدهد. به طوری که قدرت عملیاتی عراق را از خلیج فارس تا تنگه هرمز افزایش دادند. و قرار بود هواپیما‌های عراق از پایگاه‌هایشان هزار و پانصد کیلومتر بیایند داخل خلج فارس، داخل تنگه هرمز عملیات انجام بدهند،و بعد هزار و پانصد کیلو متر برگردند. یعنی سه هزار کیلومتر. بنابراین نیاز به سوخت گیری هوایی داشتند و نیاز به استفاده از پایگاه‌های هوایی کشورهای عربی خلیج فارس و این کار انجام شد. یعنی یک کمک همه جانبه اتفاق افتاد.

 

 

عملیات کربلای چهار نشان داد، توان ایران محدود است

 

سردار علایی با اشاره به اهمیت عملیات فاو گفت: عملیات والفجر هشت از این جهت برای ما مهم بود که ما متوجه شدیم پیروزی‌هایمان در داخل خاک عراق در عین حال که می‌تواند بسیار مهم باشد ولیکن در حد و اندازه عملیات فاو خواهد بود. اینجور نیست که ما بتوانیم جبهه عراق را برهم بریزیم و ارتش عراق را مواجه با فروپاشی کنیم چون ما بدنبال این بودیم که یک هزیمت در ارتش عراق ایجاد کنیم و این اتفاق نیفتاد البته عملیات کربلای چهار اگر موفق می‌شد ممکن بود شرایط عوض بشود.

 

او گفت: چون عملیات کربلای چهار که عظیم ترین بسیج نیرو برای آن در طول جنگ انجام شده بود، به موفقیت منجر نشد. بنابراین ما نتوانستیم شرایطی را فراهم کنیم که ارتش عراق دچار شکست فاحش بشود. به همین خاطر عملیات فاو در عین حال که امیدواری بزرگی در ما ایجاد کرد انجام عملیات کربلای چهار نشان داد که توان ما توان محدودی است. توان ما در همین حد است که یک عملیات بزرگی مثل فاو را انجام بدهیم .

 

 

با منطقه عملیاتی کربلای چهار، وسعت منطقه عملیاتی فاو چهار برابر افزایش پیدا می‌کرد

 

وی سپس به تشریح علت طراحی عملیات کربلای چهار و پنج پرداخت: عملیات فاو با همه عظمت و بزرگی و موفقیتش از نظر نظامی یک سر پل بود و از نظر نظامی تا سر پل توسعه پیدا نکند احتمال از دست رفتن آن وجود دارد. چون منطقه فاو تمام وسعتش اگر با باتلاق‌های اطراف و همه اینها در نظر بگیریم حدود ششصد کیلومتر مربع است. ششصد کیلومتر مربع منطقه بزرگی محسوب نمی‌شود. بنابراین ما باید این منطقه را که بین دریا و بین رودخانه اروند قرار داشت و در محاصره دریا و رودخانه بود از یک طرف، و ازطرف دیگر هم در محاصره ارتش عراق بود، بعد از مدتی تخلیه می‌کردیم یا باید توسعه سرزمینی می‌دادیم. عملیات کربلایی چهار طراحی شده بود که این سر پل را توسعه دهد یعنی قرار بر این بود در عملیات کربلایی چهار از اروندرود عبور صورت بگیرد و نیروهای ما بروند به سمت خور ذبیر و منطقه را بگیر.ند اگر چنین اتفاقی می‌افتاد منطقه فاو به منطقه عملیات کربلای چهار وصل می‌شد و از ابوالخصیب تا فاو آزاد می‌شد. بنابراین وسعت منطقه عملیاتی فاو با منطقه عملیاتی کربلای چهار بیش از چهار برابر افزایش پیدا می‌کرد. یعنی یک منطقه بسیار وسیعی گرفته می‌شد در چنین شرایطی اگر این پیروزی ایجاد می‌شد، امکان فروپاشی ارتش عراق متصور بود.

 

سردار حسین علایی علت انتخاب منطقه شلمچه برای عملیات کربلای پنج را این گونه بیان کرد: عملیات کربلای چهار عملیاتی بود که دو محور داشت یک محور شلمچه بود و یک محور عبور از اروند و رفتن به سمت ابوالخصیب و از آنجا رفتن به خور ذبیر این منطقه عملیاتی بود. ما وقتی عملیات کربلای چهار را شروع کردیم همان ساعات اول فهمیدیم که موفق نیستیم، چون ارتش عراق فهمید و جلوی عبور ما از رودخانه راگرفت. البته بعضی از یگان‌های ما از رودخانه عبور کردند و به جاده آسفالته پشت جزایر هم رسیدند.

 

 ولیکن آن دو قوای ما نتوانستند عبور کنند. بنابراین مشخص شد عملیات موفق نخواهد بود. عملیات متوقف شد در همین حین که عملیات در محور اصلی که عبور از اروند رود بود متوقف شد، در محور دوم که منطقه شلمچه بود در آنجا دو یگان ما، لشکر ابوالفضل و لشکر فجر موفق شدند. بنابراین آن مسئله که خط شلمچه غیر قابل شکست هست، فرو پاشید. علتش هم این است که اینها از روبرو حمله نکردند. یک محوری را عمود بر خط عراق پیدا کردند و حمله کردند. بنابراین نیروها از پشت سر موانع ارتش عراق، سر در می‌آوردند و چون خط در آنجا شکسته شد، این احساس به وجود آمد، که ما می‌توانیم در منطقه شلمچه عملیات موفق انجام بدهیم.

 

وی با تاکید بر اینکه عملیات کربلای پنج هم برای ما و هم برای ارتش عراق بسیار پر تلفات بود، گفت: عملیات کربلای پنج از نظر نظامی پیروزی است اما هم ما و هم عراق از لحاظ قوا خیلی آسیب دیدیم . این ربطی به قطعنامه نداشت چون ما بعد از عملیات کربلای پنج دوباره رفتیم یک عملیات بزرگ موفق انجام دادیم به نام عملیات والفجر ده و آن هم کاملا موفق بود.

 

 

پیروزی اصلی عملیات فاو ناشی از توان رزمی، رزمندگان اسلام بود

 

فرمانده اسبق نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌در ادامه بحث راجع به عملیات والفجر هشت، به ماجرای مک فارلین پرداخت و گفت: بعد از عملیات فاو جریان مک فارلین به شکست انجامید و جریان مبادله گروگان با سلاح که به مدت حدود یک سال و نیم ادامه داشت ، شکست خورد. و در سیزده آبان هزار و سیصد و شصت و پنج افشا شد .و این افشا و شکست آن ماجرا باعث شد که آمریکایی‌ها به شدت عصبانی شدند، و به صورت آشکار و رسمی‌پشت سر عراق قرار گرفتند. و تمام توانشان را در اختیار عراق گذاشتند . از آن زمان است که سیر مداخله نظامی آمریکا علیه ایران به نفع عراق آغاز می‌شود بنابر این یک دفعه پیامد عملیات فاو تبدیل می‌شود به اینکه عراق به صورت گسترده ای هم تجهیز شد، هم توسعه توان رزمی‌داد. هم حمایت کشورهایی مثل آمریکا و شوروی و فرانسه و برخی کشور‌های اروپایی را جلب کرد، هم حمایت‌های وسیعتر کشور‌های عربی را. و اینکه عراق هم راهبرد نظامیش را تغییر داد. راهبرد نظامیش از دفاع، به تهاجم فعال تبدیل شد. یعنی آن هم شروع به حمله کرد.
 

وی درباره تاثیر ماجرای مک فارلین بر موفقیت عملیات فاو بیان داشت: در جریان مک فارلین، ایران توانست یک مقدار قطعات‌هاگ و یک تعداد موشک تاو بخرد. در جنگ فاو ما خط اول را با قواص شکستیم. بنابراین با نفر و سلاح سبک انجام شد. بعد منطقه را که گرفتیم با سلاح سبک و نفر پیاده گرفتیم. در دفاع هم با آتش توپخانه پاتکهای ارتش عراق را دفع کردیم. یعنی موشک تاو نبود، که عامل توقف زرهی ارتش عراق باشد و اصولا سپاه خیلی موشک تاو در اختیار نداشت. در نتیجه این موشک‌ها نقشی نداشتن.

 

تنها جایی که قابل بررسی هست اینکه آیا قطعات سامانه‌هاگ که ایران دریافت کرد، چه قدر در فعال بودن سامانه‌هاگ ما موثر بود. که سیستم‌هاگ ما در سرنگونی هواپیماهای عراق نقش موثری دارد. ولیکن پیروزی اصلی عملیات فاو ناشی از توان رزمی‌بود که رزمندگان اسلام درست کردند و آنها رفتند با تاکتیک ویژه منطقه را گرفتند و با تاکتیک ویژه هم جلوی پاتک‌های ارتش عراق را گرفتند. در این‌ها ما نقشی را مشاهده نمی‌کنیم.

 

 

دستگاه دیپلماسی از موفقیت نظامی فاو استفاده نکرد

 

دکتر حسین علایی در بخش دوم صحبت‌هایش، با انتقاد از عملکرد دستگاه دیپلماسی در زمان عملیات فاو گفت: عملیات فاو موفقیت بسیار بزرگی بود ولی این موفقیت بزرگ از سوی دستگاه دیپلماسی کشور تبدیل به یک دستاورد سیاسی نشد. یعنی بعد از عملیات فاو ایران می‌توانست یک طرح صلحی را به صورت رسمی‌و کتبی ارئه بدهد. که این طرح صلح، کشورهای حامی‌عراق را در موضع انفعال قرار بدهد . ولیکن ما از سوی دستگاه دیپلماسی و دستگاه سیاست خارجی شاهد چنین اقدامی‌نبودیم.

 

وی افزود: ایران همیشه شرایط خودش را برای خاتمه دادن به جنگ اعلام می‌کرد و شرایط اش مشخص بود. ظرفیت پیروزی عملیات فاو این امکان را برای ایران به وجود آورده بود که یک طرح صلح قابل قبول برای مجامع بین المللی را ایران ارائه بکند. مثلا ایران می‌توانست به صورت رسمی‌به شورا امنیت سازمان ملل اعلا بکند که من با این شرایط حاضرم جنگ را خاتمه دهم . پذیرش معاهده هزار و نهصد و هفتاد و پنج از سوی عراق، به محض پذیرش رسمی‌معاهده اعلام آتش بس. بعد از اعلام آتش بس عراق به عنوان متجاوز معرفی شود و بعد از آن ایران حاضر است عقب نشینی به مرزها را بر اساس معاهده هزار و نهصد و هفتاد و پنج انجام دهد. در همین زمان اسرا آزاد بشوند و کمیته ای برای بر آورد خسارات جنگ تعیین شود و ساز و کار پرداخت خسارات به ایران از سوی عراق مشخص شود و جنگ خاتمه پیدا کند. مثلا فرض کنیم یک چنین طرحی را می‌توانستند به صورت مکتوب به شورای امنیت سازمان ملل ارائه بدهد و درخواست قطعنامه بکند.

 

او گفت: ما می‌بینیم ایران به صورت شفاهی خیلی مطالب را مطرح کرده است. ولی طرح صلح اینگونه را به یک مرجع بین المللی یا یک میانجی بین المللی یا منطقه ای ارائه نداده. که بگوید ما با این شرایط حاضریم جنگ را خاتمه دهیم. در واقع ایران بعد از عملیات والفجر هشت می‌توانست پرچم صلح را بدست بگیرد و ابتکار عمل در جبهه‌ها را ادامه دهد. چنین کاری را می‌توانست انجام دهد که متاسفانه آن دست آورد سیاسی لازم که از عملیات فاو انتظار می‌رفت حاصل نشد.

 

 

عملیات فاو، قدرت‌های بزرگ را به سمت خاتمه جنگ سوق داد

 

علایی خاطر نشان کرد: البته بعضی تحلیلگران معتقدند که بعد از عملیات فاو بود که آمریکا و شوروی به این نتیجه رسیدند که عراق محکوم به شکست است و در این جنگ قطعا طرف بازنده عراق خواهد بود. بنابراین مسئله اصلی این است که چکار بکنیم که ایران پیروز جنگ نشود و عراق بازنده نشود. از این زمان بود که این‌ها رفتند به دنبال اینکه حالا با حداقل تامین خواسته‌های ایران امکانی را فراهم بکنند که رژیم عراق از هم نپاشد و صدام سقوط نکند.

 

وی افزود: از این زمان است که آمریکایی‌ها می‌روند به سمت اینکه فضایی را فراهم کنند که بتوانند جنگ را در یک چارچوب بین المللی خاتمه دهند. و شروع می‌کنند به برنامه ریزی و اتفاقا قبل از عملیات کربلای چهار هست که بین گورباچف و ریگان روسای جمهور شوروی و آمریکا ملاقاتی صورت می‌گیرد و در آن ملاقات تصمیم می‌گیرند با توافق با هم و با همکاری با هم به سمت خاتمه جنگ ایران و عراق حرکت کنند. که حاصل آن توافق اولیه در نهایت قطعنامه پانصد و نود و هشت می‌شود، که در تیر ماه سال هزار و سیصد وشصت و شش به تصویب رسید. ولیکن نطفه این کار بعد از عملیات والفجر هشت و قبل از عملیات کربلای چهار - پنج بسته شد.

 

وی ادامه داد: پس می‌شود گفت پیامد سیاسی عملیات فاو به نتیجه رساندن قدرت‌های بزرگ مبنی بر این بود که عراق می‌تواند بازنده این جنگ باشد و این جنگ باید خاتمه پیدا کند. ولی اینکه خود ایران از پیروزی فاو توانسته باشد دستاورد سیاسی مستقلی را با ابتکار عمل مستقل سیاسی حاصل بکند این را ملاحظه نمی‌کنیم. البته ایران هم در شرایط سختی قرار داشت یعنی دائم تمام مسولین کشور ذهن و فکرشان درگیر حملاتی بود که عراق می‌کرد. چون عراق علاوه بر نیروهای زمینی، در دریا شروع به حمله کردن به تاسیسات نفتی و حمله کردن به نفتکش‌ها نمود و بعد هم جنگ شهرها را آغاز کرد یعنی جنگ در مناطق مسکونی را آغاز کرد. به همین دلیل فضای ذهنی بسیاری از مسولین کشور مقابله با این حادثه بود. ولی به نظر من دستگاه سیاست خارجی باید این توانایی را در خودش ایجاد می‌کرد که از این موفقیت بزرگ نظامی یک دستاورد سیاسی عظیم برای ایران بسازد.

 

رییس سابق ستاد مشترک سپاه در پایان در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به عملکرد دستگاه سیاسی انجام عملیات فاو، کفه را به سمت عراق سنگین کرد گفت: به نفع عراق سنگین نکرد بلکه موجب تجهیز و تقویت بیشتر عراق شد. اینکه بپذیریم قطعنامه پانصد و نود و هشت پیامد این عملیات است، این قطعنامه چیزی نبود که عراقی‌ها به دنبالش بودند. ولی ما به دنبال بعضی مفاد قطعنامه بودیم. مثلا ما به دنبال این بودیم که متجاوز مشخص بشود ولی عراق نبود. ما به دنبال خسارات جنگ بودیم اما عراق نبود. ما خواستار عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی بودیم ولی عراق نبود. بنابراین عباراتی در این قطعنامه وجود دارد که ایران به دنبالش بود، ولی این ابتکار عمل را خود ایران اگر بدست می‌گرفت شاید می‌توانست قطعنامه را به شکل دیگری تنظیم کند که از این دستاورد‌های نظامی بیشتر بتواند بهره ببرد.


 

کلید واژه ها: حسین علاییعملیات فاوجنگ تحمیلی


نظر شما :