جشن تولد داوود رشیدی با حضور خاتمی/ از دوستی با شایگان و ساعدی تا تشکیل برنامه کودک

۲۶ تیر ۱۳۹۲ | ۲۰:۱۸ کد : ۳۳۸۴ از دیگر رسانه‌ها
جشن تولد داوود رشیدی با حضور خاتمی/ از دوستی با شایگان و ساعدی تا تشکیل برنامه کودک
جشن تولد ۸۰ سالگی داوود رشیدی با حضور سید محمد خاتمی و با رونمایی از نخستین جلد کتاب مجموعه آثار این هنرمند، برگزار شد.

 

به گزارش خبرگزاری ایسنا، در مراسمی که شامگاه سه‌شنبه ۲۵ تیرماه برگزار شد، سید محمد خاتمی رئیس‌جمهوری پیشین کشورمان در جمع هنرمندان حاضر شد.

 

در این برنامه که به همت مجلهٔ «بخارا» و با همکاری بنیاد فرهنگی اجتماعی «ملت» برپا شد، هنرمندانی همچون علی نصیریان‌، مرضیه برومند، داریوش شایگان‌، اکبر زنجانپور‌، جعفر والی‌ و هوشنگ گلمکانی درباره داوود رشیدی صحبت کردند.

 

در آغاز برنامه علی دهباشی سردبیر و مدیر مسئول مجلهٔ «بخارا» که اجرای برنامه را هم برعهده داشت حضور هنرمندان و رئیس دولت اصلاحات را خیر مقدم گفت.

 

سپس داریوش شایگان - نویسنده - به‌عنوان یکی از دوستان نزدیک داوود رشیدی، به عنوان اولین سخنران برنامه از سابقه دوستی‌اش با او و تئا‌تر چند دهه پیش گفت.

 

 

نصیریان: داوود رشیدی یکی از ارکان موج نو تئا‌تر ما بود

 

سپس علی نصیریان دیگر هنرمند باسابقه تئا‌تر با اشاره به وضعیت تئا‌تر ایران در اوایل دهه ۳۰ و شکل‌گیری جریان تازه تئاتری گفت: در آن دوره، تئاتری شکل گرفت که سبک و شیوه‌اش با تئا‌تر لاله‌زار تفاوت داشت. البته بعد از کودتای ۲۸ مرداد که تئا‌تر سعدی را آتش زدند ما جایی برای کار کردن نداشتیم و به هنرستان هنرپیشگی رفتیم و جریان نو تئا‌تر ایران از آنجا شروع شد.

 

این کارگردان تئا‌تر ایران تصریح کرد: از طریق فهیمه راستکار با شاهین سرکیسیان که هنرمند ارمنی بود، آشنا شدیم. او تحصیلکرده تئا‌تر نبود اما به تئا‌تر زمان خودش آگاه بود و به ما شیوه اجرایی «استانیسلاوسکی» را آموزش داد و مساله‌ تازه‌ای به نام احساس و الهام را مطرح کرد که متد تازه‌ای بود. نصیریان یادآور شد: ما جوان بودیم و آرزوی کار داشتیم اما امکاناتی نبود.

 

وی با ارائه توضیحاتی درباره شکل‌گیری اداره هنرهای دراماتیک در ایران یادآور شد: دهه ۳۰ و ۴۰ تعدادی از فرنگ‌رفته‌ها به ایران آمدند و به بدنه جوان تئا‌تر ما اضافه شدند. کسانی مانند منوچهر انور، ‌خجسته کیا،‌ حمید سمندریان‌، پری صابری‌ و... ما را با تئا‌تر روز دنیا آشنا کردند و در این میان داوود رشیدی بعد از حمید سمندریان از همه فعال‌تر بود.

 

نصیریان با اشاره به آغاز همکاری‌اش با داوود رشیدی افزود: او برای دومین نمایشش به من پیشنهاد بازی داد و با هوشمندی که داشت متن بسیار خوبی را انتخاب کرد که با فضای جامعه ما هماهنگ بود و پس از آن دوستی و همکاری ما شکل گرفت.

 

این بازیگر باسابقه تئا‌تر ایران با تاکید بر نقش فرنگ‌رفته‌ها در تئا‌تر ایران و موج جدید آن یادآور شد: داوود رشیدی یکی از ارکان موج نو تئا‌تر ما بود. نمایش «در انتظار گودو»ی او نقطه عطف جدی در تئا‌تر ماست. اینکه یک جوان در آن زمان متنی از بکت اجرا کند‌، اهمیت بسیار دارد و داوود به شایستگی آن را اجرا کرد که نشان می‌دهد از عمرش ‌‌نهایت بهره‌برداری را برای خدمت به مردم و جامعه خود کرده است.

 

علی نصیریان در پایان سخنانش تاکید کرد: داوود باید از این عمر راضی باشد چون به فرهنگ مملکت خدمت کرد و علاوه بر آن معلمی کرد و شاگردان بسیار خوبی داشت. ضمن اینکه مدیریت هم کرد. همیشه راهگشا و دوست مهربان‌، خوب و بافرهنگی بوده است و من بسیار از او آموختم و اینجا لازم می‌دانم بابت همه این چیز‌ها، تشکرم را تقدیمش کنم.

 

 

اکبر زنجانپور:‌ ای آقا چه روزگاری بود!

 

اکبر زنجانپور سومین سخنران برنامه در آغاز سخنانش گفت: وقتی آدمی به سن ۷۰ و ۸۰ سالگی می‌رسد و عکس‌هایش را نگاه می‌کند، می‌بیند این عکس‌ها هیچ ربطی به عکس‌های ۲۰ سالگی‌اش ندارد و آدم نمی‌داند کجا ایستاده‌ است. اما در ذهنمان و در تن‌هایمان خود را دنبال می‌کنیم.

 

او یادآور شد: روزی که داوود را دیدم جوان و سرحال بود و نمایشش «در انتظار گودو» شاهکار صحنه بود. ضمن اینکه در اولین فیلمش «فرار از تله» بازی بسیار قدرتمندی داشت.

 

زنجانپور در بخش پایانی صحبتش اضافه کرد: بچه‌های بازیگری با عشق وافر سرگشتگی و گاه جنون می‌آیند. همه ما با بدن و صدای خوب می‌آییم و برای آینده‌مان پر از شعف هستیم اما کم کم به جایی می‌رسیم که می‌گوییم «ای آقا چه روزگاری بود!»

 

هوشنگ گلمکانی منتقد باسابقه سینما نیز نکته‌ای دربارهٔ تاثیر داوود رشیدی در بازیگری سینما مطرح کرد و گفت: اولین بازیگران سینمای ایران تئاتری‌ها و بچه‌های رادیو بودند، البته نگاه تئا‌تر ایران در آن سال‌ها نوعی نگاه سنتی به نمایش بود و حتی چپ‌ها هم نگاهشان به تئا‌تر کلاسیک بود و هنوز تئا‌تر «آوانگارد» به ایران نیامده بود.

 

وی با اشاره به غلبه فیلم‌فارسی در دهه ۳۰ و ۴۰ یادآور شد: این موضوع باعث شد تا تئاتری‌ها که هنرمندان جدی‌تری بودند از سینمای فیلم‌فارسی رویگردان شوند تا اینکه دوباره سال ۴۸ با فیلم «گاو» موج نو سینمای ایران شکل گرفت و دوباره تئاتری‌ها با سینما آشتی کردند.

 

این منتقد با یادآوری بازی داوود رشیدی در فیلم «فرار از تله» به کارگردانی زنده‌یاد جلال مقدم‌ تصریح کرد: مقدم خودش هم روحیه آوانگاردی داشت اما حضور رشیدی در فیلم او نقطه عطفی به شمار می‌آمد. او از فرنگ آمده بود و نامش با «بکت» که از مظاهر تئا‌تر مدرن بود گره خورده بود. وقتی اولین عکس‌ها و خبرهای او در مطبوعات آن زمان منتشر شد، ‌ متوجه شدم در سینمای ایران دارد اتفاقی می‌افتد چون وجهه روشنفکری او وزن بازیگری سینما را اضافه می‌کرد و این چنین بود که داوود رشیدی عیار بازیگری سینما را تغییر داد و وزن و اعتبار بیشتری به آن بخشید.

 

 

خاطره‌گویی جعفر والی

 

در ادامه برنامه جعفر والی دیگر هنرمند باسابقه تئا‌تر و سینما سخنان کوتاهی دربارهٔ داوود رشیدی مطرح کرد و گفت: چه سعادتی است آدم درباره دوست حرف بزند.

 

این هنرمند که ساکن کانادا است یادآور شد: با داوود پیش از اینکه به ایران بیاید آشنا بودم چون با خانواده‌اش نسبت دوری داریم، مادرم همیشه می‌گفت: او رفته فرنگ که تئا‌تر بخواند.

 

جعفر والی با بیان خاطره‌ای از یکی از همکاری‌هایش با داوود رشیدی افزود: ما در اداره تئا‌تر با یکدیگر کار می‌کردیم، شوق فراوانی داشتیم. اما امکاناتی نبود. من در یکی از نمایش‌های او نقش دلقک را بازی کردم و آنقدر این نقش را دوست داشتم که دلم می‌خواست پس از آن دلقک سیرک شوم.

 

 

برومند: داوود رشیدی به گردن همهٔ ما حق دارد

 

مرضیه برومند دیگر هنرمند تئا‌تر و سینما نیز در ادامه این برنامه به نقش داوود رشیدی در شکل‌گیری آثار تئاتری و سینمایی برای کودکان اشاره کرد و با لحن طنز همیشگی‌اش گفت: من خواهرزن او هستم یا‌‌ همان نون زیر کبابش!

 

او با بیان خاطراتی از دوره کودکی و نوجوانی و دوستی‌اش با سوسن تسلیمی اضافه کرد: در آن دوره ما در مدرسه تئا‌تر کار می‌کردیم و به تدریج از رادیو سر درآوردیم و خواهرم احترام مجری تلویزیون شد. برنامه کودک اجرا می‌کرد و خیلی محبوب بود و باعث افتخارمان شده بود.

 

برومند افزود: خواهرم احترام از‌‌ همان بچگی برایمان الگو شد چون خیلی قشنگ شعر می‌خواند. در آن دوره ناگهان بدون هیچ زمینه‌ای نام داوود رشیدی در مطبوعات مطرح شد. البته برای ما خیلی آدم دور از دسترسی بود.

 

او همچنین به آشنایی‌اش با دکتر غلامحسین ساعدی اشاره کرد و یادآور شد: مطب دکتر ساعدی کنار مدرسه ما بود و پنجره‌اش به کلاس ما باز می‌شد اما ما نمی‌دانستیم او‌‌ همان «گوهر مراد» است و خیلی شیطنت می‌کردیم و برایش شعر می‌خواندیم تا اینکه مادربزرگ سوسن تسلیمی مریض شد و سوسن او را پیش دکتر ساعدی برد و تازه ما فهمیدیم او‌‌ همان «گوهر مراد» است. جالب اینجاست که او دوست صمیمی داوود و شاهد عقد خواهرم بود.

 

مرضیه برومند با بیان خاطراتی از ازدواج خواهرش و داوود رشیدی ادامه داد: ناراحت بودم چون می‌خواستم تئا‌تر بخوانم اما اگر کنکور قبول می‌شدم ممکن بود دیگران فکر کنند شوهرخواهرم برای من پارتی‌بازی کرده است.

 

این هنرمند تئا‌تر، سینما و تلویزیون،‌ داوود رشیدی را شوهرخواهری بسیار خوب و شیرین توصیف کرد که عیب بزرگش جرزنی در بازی‌ها است و سر خواهر زن‌هایش کلاه می‌گذارد.

 

برومند سپس به نقش داوود رشیدی در سینما و تئا‌تر کودک اشاره کرد و یادآور شد: این نقش او تا به حال مغفول مانده و شاید بسیاری از شما ندانید، اگر امروزه تلویزیون برای بچه‌ها برنامه دارد و اگر سینمای کودک به مفهوم امروزی‌اش داریم، مرهون داوود رشیدی است.

 

کارگردان سریال‌ «آب پریا» توضیح داد: سال ۵۱ نخستین گروه تئا‌تر کودک را در کانون پرورش فکری تاسیس کردیم که کارگردان ما «دان لافون» هنرمندی از آمریکا بود، به مدت دو سال آثار بسیار خوب و تاثیرگذاری در کانون اجرا کردیم اما متاسفانه اتفاقاتی افتاد که مورد تایید ما نبود. آن زمان هم بلاهای زیادی سر ما آمد، نمایش‌هایمان سانسور می‌شد و اجازه نداشتیم برخی از نمایشنامه‌های مورد علاقه‌مان را کار کنیم. ضمن اینکه به شکل لباس‌هایمان معترض بودیم. بنابراین استعفا دادیم و از کانون بیرون آمدیم. همه ما شرایط بسیار سختی داشتیم و در این دوره داوود رشیدی که مسئول واحد نمایش بود، دفتری را برای ما فراهم کرد.

 

مرضیه برومند یادآور شد: در دوره مدیریت او بود که سریال‌هایی همچون «سلطان صاحبقران»، «دایی جان ناپلئون»، ‌ «قصه‌های مثنوی»، «خانه به دوش»، «تلخ و شیرین» و... ساخته شد. او آن دوره فکر کرد زمان آن رسیده که گروهی در تلویزیون برای بچه‌ها برنامه بسازد و تئا‌تر هم اجرا کند به همین دلیل شرایط کار را برای ما فراهم کرد و در آن دوره برنامه‌های بسیار خوبی ساخته شد.

 

او ادامه داد: اگر بعد از انقلاب برنامه کودک ساخته شد سابقه‌اش به پیش از انقلاب بر می‌گردد و داوود رشیدی به گردن همه ما حق دارد و من به جای همه بچه‌ها از او تشکر می‌کنم.

 

همچنین علی دهکردی به عنوان نماینده‌ای از انجمن بازیگران خانه سینما بیانیه‌ای را از سوی این انجمن خواند و با تبریک تولد داوود رشیدی گفت: استاد رشیدی از بدو فعالیت خانه سینما همیشه در کنار انجمن بازیگران بوده و در بسیاری از دوره‌ها ریاست انجمن را برعهده داشته است.

 

سپس اتابک نادری مدیر جدید مجموعه تئا‌تر شهر نیز با تبریک تولد داوود رشیدی‌، هدیه‌ای را از سوی همه بچه‌های تئا‌تر شهر به او ارائه کرد و گفت: من با شما فاصله سنی زیادی دارم ولی برایم افتخار زیادی است که بعد از سمت جدیدم در مجموعه تئا‌تر شهر برایم کارت تبریک فرستادید و روی آن نوشتید دوست عزیزم.

 

 

تشکرهای متفاوت داوود رشیدی از حاضران

 

در بخش پایانی برنامه داوود رشیدی روی صحنه آمد و در سخنانی خودمانی گفت: چه بگویم، به ما بازیگران باید متن بدهند تا چند روز بر روی آن کار کنیم و بعد بتوانیم حرف بزنیم اما حرف زدن فی‌البداهه را بلد نیستم فقط می‌توانم بگویم از همه دوستانم و همه حاضران شرمنده‌ام.

 

او خاطرات بامزه‌ای از دوستانش تعریف کرد و خطاب به محمود بصیری که از هنرمندان حاضر در برنامه بود، ‌ گفت: او خیلی با نمک و شیرین و صمیمی است، بعضی از وقت‌ها ماشین مرا می‌گرفت که روغنش را عوض کند اما چهار پنج روز طول می‌کشید تا آن را برگرداند و من می‌دیدم تا بندرعباس رفته و آمده است.

 

رشیدی خطاب به علی نصیریان گفت: از دوست بزرگوارم که همیشه جدی است و بسیار منضبط و محترم و پیگیر بسیار تشکر می‌کنم. از نان زیر کباب هم تشکر می‌کنم، از دخترم لیلی و پسرم دکتر فرهاد که مایه افتخارم است و جایزه بزرگ بین‌المللی برده است هم متشکرم.

 

داوود رشیدی همچنین خطاب به داریوش شایگان گفت: قربونت بروم چه خاطراتی داشتیم و چه سفرهایی رفتیم. او سپس یکی از خاطراتشان را تعریف کرد.

 

در بخش پایانی این برنامه جلد اول مجموعه نوشته‌ها و ترجمه‌های داوود رشیدی که به کوشش محمدعلی منصوری گردآوری شده رونمایی شد.

 

سپس داوود رشیدی در میان اعضای خانواده‌اش احترام برومند‌، لیلی و فرهاد فرزندانش نوه و عروسش کیک تولدش را برید. احترام برومند از همه حاضران قدردانی کرد و از بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، بنیاد ملت‌، مجله بخارا و علی دهباشی‌، قدردانی کرد. لیلی رشیدی کیک تولد پدرش را برید و سپس جام نقره‌ای کار هنرمندان تبریز از طرف موسسه «ملت» به این هنرمند تقدیم شد. حاضران برای داوود رشیدی شعر تولد، تولدت مبارک را خواندند.

 

در حاشیه:

 

جشن تولد داوود رشیدی با حضور هنرمندانی همچون ناهید توسلی‌، داریوش اسد‌زاده‌، حبیب‌ رضایی، ‌ محمدعلی سپانلو، ‌ محمدرضا اصلانی‌، الهام پاوه‌‌نژاد، غلامرضا موسوی‌،عادل بزدوده، سروش صحت‌، مریم معترف‌، مهدی فخیم‌زاده‌، بهرام شاه محمدلو، نگار اسکندرفر‌، مسعود رایگان‌، امیر اثباتی‌، سودابه فضایلی‌، نظام کیایی‌ و... برگزار شد.

 

این برنامه صد و بیست و ششمین شب مجله بخارا با نام «شب داوود رشیدی» بود.

 

پس از ورود سید محمد خاتمی به این برنامه، حاضران با کف زدن بسیار به رئیس دولت اصلاحات خوش‌آمد گفتند. رئیس‌جمهوری پیشین کشورمان همان‌طور که از قبل اطلاع داده بود بعد از اولین سخنرانی‌، مراسم را ترک کرد که رفتن او هم با تشویق هنرمندان همراه شد.

 

در این برنامه دو فیلم از ساخته‌های رسول صدرعاملی و شهرام علیدی درباره داوود رشیدی پخش شد.

 

قرار بود عزت‌الله انتظامی نیز یکی از سخنرانان برنامه باشد اما به دلیل پا درد نتوانست در این برنامه حاضر شود و متن کوتاهی خطاب به رشیدی نوشته بود که خوانده شد.

 

همچنین قرار بود دکتر محمدرضا عارف در این برنامه حضور داشته باشد که او هم نتوانست بیاید و فرزندش حمیدرضا پیام او را آورد و هدیه‌ای نیز به داوود رشیدی اهدا کرد.

 

احمد مسجد جامعی وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی در اواسط برنامه به این جمع اضافه شد.

کلید واژه ها: داوود رشیدیغلامحسین ساعدیعلی نصیریانتئاتر


نظر شما :